گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦ - ٧ - ٥ - روحيه آقاى حكيم(قدس سره)
راستى ما نبايد از جان خود بيشتر بر دين خود مراقبت داشته باشيم. ما به منافع زندگى محدود و گذراى خود اين همه اهميت ميدهيم. آيا لازم نيست سرنوشت ابدى و منافع دائمى خود را در آن سرا، مهمتر بدانيم، آيا كم توجهى ما به حلال و حرام حكايت از ضعف ايمان ما به آخرت نمى كند؟ و بدتر اينكه از ضعف اعتقاد ما به خداى حاضر و ناظر و محيط و منقتم و دائم الفضل و الاحسان نمايندگى ندارد؟
موضوع دوزخ و بهشت با تمام اهميت بى پايانى كه دارد سرجايش، آيا اگر در حيات دنيا و عالم برزخ و حتى در فرض است استغراق در نعمتهاى بهشتى اگر از رضاى حق تعالى صرف نظر شود زندگى صد درصد پوچ و بيهوده نخواهد بود؟ آيا چيزى است كه جاى رضاى معبود را پر كند؟ لا و الله نه به خدا قسم چيزى نيست كه محل اتكاى روح آدمى جز رضاى حق واقع گردد.
آتش دوزخ فوق تصور ما دردناك است. ولى دردناكتر از آن از دست دادن محبوب است. از سيد الموحدين در دعاى كميل چنين نقل شده است:
«فهبنى يا الهى و سيّدى و مولاى و ربّى صبرت على عذابك فكيف اصبر على فراقك و هبنى صبرت على حرّ نارك فكيف اصبر عن النظر الى كرامتك ... و لابكينّ عليك بكاء الفاقدين و لانادينك اين كنت يا ولى المؤمنين.»
گيرم اى معبود و آقا و مولا و مالك من، كه بر عذاب تو صبر كنم اما چگونه بر دورى تو طاقت آورم؟ گيرم كه آتش سوزان تو را تحمل كنم اما