گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣١ - ٤٨ - با دو معلم مصرى در مدينه منوره
ولى اين كار را نميكنيم! مناسب شأن ما نيست. گفتم: من هم راضى نمى شوم دختر و خواهر من به عقد موقت مردى درآيند. جواب منطقى اين سؤال شما اين است كه نكاح موقت در مذهب شيعه واجب نشده، اگر واجب مى شد حتما به آن راضى مى شدم و حكم الهى را مى پذيرفتم، و نكاح موقت جايز است. و طبايع انسان ها مختلف است. و لازم نيست به هر كار جايز آدم راضى باشد و آن را اجراء كند چنانچه شما حاضر نيستيد به اين عمل جايز (دويدن بدون لباس، ولى با ستر عورت) عمل كنيد.[١]
گفتم: اجازه مى دهيد يك سؤال كوچكى از شما بكنم، گفتند: عيبى ندارد. گفتم: شما حاضريد دختر و خواهر شما به نكاح دائم ازدواج كنند؟
گفتند: بلى.
گفتم: معذرت مى خواهم، ميدانيد كه مخالفت شما با نكاح موقت و موافقت شما با نكاح دائم به كجا برميگردد؟ به اين نقطه بر مى گردد كه شما به مباشرت كم شوهر با خواهر يا دختر خود راضى نيستيد بلكه خواهان مواقعه بيشتر شوهر او با او مى باشيد چون در عقد موقت عمل آميزش كمتر و در عقد دائم بسيار زياد است!
[١] - صيغه و يا نكاح موقت از احاديث صحاح اهل سنت ثابت است رجوع شود به كتاب نظره عابره الى الصحاح السنه كه مؤلف آن« عبد الصمد شاكر» مرد منصفى مى باشد و اهل سنت به بيهوده در اين حكم مخالفت مى كنند.