گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٤ - ٤٢ - خطر بى دينى جوانان
گفتم در اين محيط فاسد اگر ملّاى مجرد بفرستم سه ماه بعد خود ملا محتاج بملاى ديگرى مى شود! و اگر متأهل بفرستم شما مصارف ماهانه او را نميدهيد و يا نمى توانيد بدهيد.
يك زن گفت: شما خيلى نگران نباشيد ما نميگذاريم مردها در موقع ملاقات و خداحافظى لبهاى ما را ببوسند بلكه فقط دست مى دهيم! اين خانم دست دادن را كار حرام نمى دانست. ديگرى گفت ما حرف شما را درباره حجاب و پوشاندن سر رد نمى كنيم، ولى چون زنان ترك كه غالبا محجّبه و سر پوشند بعضى از آنان دزدى مى كنند، ما براى اينكه متهم به دزدى نشويم سر برهنه بيرون مى شويم!
٤٢- خطر بى دينى جوانان
در همين شهر رن از يك پسر جوان بالغ يا مُراهِق[١] سؤال كردم اصول دين را ميدانى؟
مثلا توحيد، نبوت، معاد، و نيز عدل و امامت يعنى چه؟ او از اين مفاهيم به كلى بيگانه بود غالب فرزندان مسلمان تنها فرهنگ غربى را در مدارس مى خوانند و مى فهمند و از فرهنگ اسلامى بكلى بى بهره و غافلند، و پدران و مادران هم بفكر آنان نيستند.
معارف اسلامى و اخلاق و عقايد دينى را نه اجمالا و نه تفصيلا تصور
[١] - مراد كسى است كه نزديك به بلوغ رسيده ولى هنوز بالغ نشده است.