گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤١ - ٥٤ - آن مرد راننده چگونه صحت يافت؟
٥٤- آن مرد راننده چگونه صحت يافت؟
يك دكتور كابلى قصه كرد:
در لندن بودم كه وليعهد پادشاه افغانستان آمد و ديد كه راننده سفارت بسيار رنجور است. به او گفت: هنوز خوب نشده اى؟ او گفت: نه، وليعهد به من گفت: دكتور او را نزد متخصصى ببر و تداوى كن و مصرف آن به عهده من.
من كه ديدم مصرف تداوى او تأمين شد، مريض را نزد بهترين متخصص بردم و دواهاى خوبى براى او گرفتم و خيلى خوب او را تداوى كردم ولى متأسفانه شفا نيافت.
پس از مدتى او را ديدم كه برخلاف انتظار سالم و شاداب بود. گفتم: من از سلامت شما مأيوس بودم؛ چگونه خوب شدى؟
جواب داد: روزى در يكى از بازارهاى لندن در پياده رو راه مى رفتم مردى نشسته بود و مقدارى قرص براى فروش پيش روى خود گذاشته بود. او مرا ديد و گفت: بيا تو مريضى اگر از اين قرصها بخورى خوب ميشوى، اصرار كرد مقدارى پولى به او دادم و چند دانه قرص گرفتم و به عنوان احتمال آن قرصها را خوردم و همه آن بيمارى از بين رفت و فعلا سالمم و خداوند مرا شفا داد.
يك احتمال اين است كه آن مرد از نظر طبى و روانى هيچ چيزى از