گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٧
نسبت ميدهد[١] مى باشد «والله العالم». مولوى ميگويد:
|
جمله ذرات در عالم نهان |
با تو مى گويند روزان و شبان |
|
|
ما سميعيم و بصير و با هوشيم |
با شما نا محرمان ما خاموشيم |
|
البته درباره هوش حيوانات قصص كثيره و رنگارنگى نقل شده كه موجب حيرت است و هركسى بخواهد مى تواند آنها را در كتب مطبوعه به دست آورد.
٦١- خواب ديدن دو امام عليهما السلام
ابتداء قصد داشتم فصلى از اين كتاب را به خوابهاى سياسى و روحانى و علمى خود اختصاص دهم كه به جهاتى از بيان آنها منصرف شدم و براى اختتام اين كتاب و قصه هاى آن تنها به بيان يك خواب اكتفا مى كنم. در اوائل ورود به نجف اشرف مقدارى از مطول و جلد اول لمعه و قوانين الاصول را نزد مرحوم آقاى شيخ حسين على فقيهى (از مسكه جاغورى) رضى الله عنه خواندم و سالهاى بعدى كه به افغانستان رفته بوديم گاه گاهى ايشان از جاغورى به قندهار تشريف مى آوردند و احترام استادى ايشان را به جا مى آوردم در سال ٥٧ كه كمونيستان مزدور طى كى كودتاى نظامى قدرت را در اختيار گرفتند جمع كثيرى از علماى شيعه و سنى را به درجه شهادت رسانيدند كه يكى از آنها شيخ موصوف بود رحمه الله عليه.
[١] - و آياتى كه صحبت مورچگان و هدهد و ادراك آنها را بيان مى دارد.