گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٢ - ٥٥ - علاج آن ثروتمند هندى
مرض راننده نفهميده و فقط از بى حالى او فهميده كه مريض است و به قصد فروش قرصهاى خود به دروغ به او گفته كه قرصهاى من براى رفع مرض تو مفيد است ولى اتفاقا آن قرصها براى زوال درد او مفيد بوده و لو كه متخصص به آن جاهل بوده است.
٥٥- علاج آن ثروتمند هندى
يكى از اهل علم متدين مقيم كربلا شبى در آن سرزمين مقدس نقل كرد، يك سرمايه دار شيعه هندى كه حدقه چشم او از كاسه چشمش بيرون آمده و شكل زننده اى به خود گرفته بود، براى معالجه اين مرض به آمريكا و يا اروپا رفته و پول زيادى به مصرف رسانيده بود كه متأسفانه مؤثر واقع نشده بود و او مأيوسانه در راه بازگشت به وطنش براى زيارت امام حسين (ع) به كربلا مشرف شده بود.
يك روز در خيابانى راه ميرفت كه يك مرد عراقى كه در قهوه خانه اى نشسته بود. او را ديد و به او گفت: من چشم تو را طى سه روز به حالت عادى آن بر مى گردانم به شرطى كه يك دينار عراقى به من بدهى و اين مرد عراقى نمى دانست كه اين مرد هندى پولهاى زيادى براى تداوى خود مصرف كرده و آماده است پول زيادى به او بدهد. به هرحال آن عراقى مرد هندى را در همان قهوه خانه خواباند و پاكى (تيغ) خود را كشيد و شصت پاى او را كمى شكاف و رگى را به دست گرفت و كمى آن را كشيد كه مقدارى كثافت از آن بيرون آمد