گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٨ - ١٨ - اتقاق يا لطف الهى
امتناع دوباره معاون مفيد واقع نشد و كودك مفتش خواهان بيرون آوردن آن بود، كه توجه مجاهدين را به آن جلب كرد. وقتى آن را بيرون آوردند ديدند آلت مخابره است كه آن را در آن حصه اى از پا جاسازى نموده است.
پس از اندكى تحقيق معاون مذكور اقرار كرد از افراد نفوذى دولت ماركسيزم است و قصد داشته كه اين عمليات را دامى براى مجاهدين قرار دهد. و در چهار سوق با نظاميان كمونيست ارتباط برقرار كند. مجاهدين در همان كوچه او را مى كشند و از مهلكه جان سالم بدر مى برند.
مؤلف:
براستى در دوران چهارده سال جهاد چه خونهاى پاكى بر زمين ريخت، چه طوفانى از ايثار و اخلاص و فداكارى از طرف مسلمانان افغانى در مقابل هجوم كمونيزم بين المللى به پا خواست و چه الطاف خاصه اى از جانب حق- جل جلاله- شامل حال مسلمانان شد؟
ولى بالاخره چند هوسباز تيره دل ضعيف الايمان به خاطر رياست طلبى از به ثمر رسيدن انقلاب جلوگيرى كردند و كشور ما را امروز در سياه ترين دوره هاى تاريخى آن داخل كردند! قهرمانان جنگهاى داخلى در دنيا و آخرت رو سياه و مغضوب خداوند قهار خواهند بود و تاريخ كشور آنان را لعنت خواهد كرد.