گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٨ - ٢٢ - همت عالى يك هزاره كارگر
قرار گيرد:
|
خواجه پندارد كه طاعت مى كند |
غفلتا بر خويش لعنت مى كند |
|
بعضى از احزاب جهادى كشور ما از نادانى علمى و كم عقلى رده بالاى تشكيلاتى و غرور و خودخواهى آنان در دوران جهاد و پس از پيروزى مجاهدين در سال ١٣٧١ به مسلمان كشى مبتلا شدند و به عبارت روشن تر آنقدر كمونيستها را نكشتند كه مسلمانان متدين را كشتند و بى حساب جنايات آفريدند و در دنيا و آخرت روسياهى خود را تكميل كردند. «ذلك هو الخسران المبين»
جوانانى كه در بعضى از كشورهاى اسلامى عربى براى اقامه حكومت اسلامى قيام كرده بودند امروز ما شاهد انحرافات جمعى از آنان هستيم كه بر خلاف دستورات شرعى مسلمانان بى گناه را ميكشند. نادانى بدترين دردها و ريشه نواقص و انحرافات است.
٢٢- همت عالى يك هزاره كارگر
يك هزاره كارگر ارزگانى با عائله خود اتاقى در يكى از آپارتمانهاى مجاور منزل پدرم را گويا مجانى از مالك آن بدست آورده بود و در آن موقع (سال ١٣٣٠) مزد روزانه او و ساير مزدوران ٢٠ افغانى بود. روزى پدرم گفت: من از طرف فابريكه پشمينه بافى (يا شركت وطن) موظف شده ام براى تفتيش به مزار شريف بروم و تا بر ميگردم پولهاى مرا نگهدار و به مادرت