گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٤ - ٢٤ - زن سيده كجرانى
حقارت باطنى تنها گذاشت. (ظاهرا صاحب گادى از اهل سنت بوده است)
اين مناعت نفس و اين تدين و احسان به چند ميليارد ارزش دارد؟ آيا ما نبايد نفس خود را مانند اين مرد فقير تنگدست كه از اين ثروت كلان درگذشت تربيت كنيم ما نبايد از انسانيت و مكارم اخلاقى و تقواى دينى چيزى داشته باشيم. خدايا تو مارا در اين راه يارى فرما كه روز قيامت از پوچى زندگانى خود شرمسار نباشيم.
٢٤- زن سيده كجرانى
روزى در قندهار زن فقيرى وارد منزل شد و گفت: سيده ام از كجران و به مقصد زيارت حضرت على (ع) به مزار رفته بودم.[١] و برگشتم و نزد شما آمدم تا مقدارى از سهم امام كه ذمه من است آن را به شما بدهم. من در تمام سفر از اينكه بميرم و ذمه من مشغول بماند ناراحت بودم، بعد يك تكه كهنه را بيرون آورد و مقدار ناچيزى پول به من داد.
[١] - شكى نيست كه قبر مطهر اميرالمؤمنين( ع) در نجف اشرف در عراق است نه در مزار و آن كسى كه در مزار مدفون است فرد ديگرى است كه احتمالا از ذريه يكى از امامان( ع) است و اسمش على ابن ابى طالب است و داستان او بسيار شيرين و جالب است و عوام الناس در افغانستان به اشتباه قبر مذكور را به حضرت امير المؤمنين نسبت مى دهند و آنچه اين نسبت را مشهور تر نموده كراماتى است كه در اول هر سال از آن قبه به ظهور ميرسد ولى ذكر اين داستان در اين كتاب كه مخصوص قصه هايى است كه تا كنون به چاپ نرسيده، بى مناسب است.