گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠ - ٧ - ٥ - روحيه آقاى حكيم(قدس سره)
مسؤوليت آور است ...
سيدهادى خطيب كه نماينده آقاى حكيم در بغداد بود و مرد شجاع و فعال و سخنرانى كه حكومت بغداد را سخت سراسيمه كرده و در زمان بعثيها مدتى را در زندان گذرانيده بود ولى فشار شيعيان و تظاهرات آنان بعثى ها را مجبور به آزادى او كرد، به وزير مذكور چنين گفت: «از طرف ما به عبد الرحمن عارف بگو تو رئيس جمهورى عراقى، و فلان دانشمند و پيشواى مذهبى كه در بغداد است نيز عالم مذهبى جمعى از مردم بغداد با جمعى از مردم عراق است، او بايد براى تو پيام تسليت و تهنيت بفرستد ولى چنين توقعى را از حضرت آيت الله سيد حكيم نكن كه او به پيشواى يك صد ميليون شيعيان جهان است (و مقام او بالاتر از مقام توست!)
وزير كه منتظر چنين جملاتى نبود با خوارى خداحافظى كرد و دست خالى به بغداد برگشت. سالهاى زيادى از آن روز ميگذرد من تمام صحبتها را به ياد ندارم وگرنه ذكر آنها از عظمت معنوى و قوت روحانى اين سيد جليل القدر و فقيه اهل البيت (ع) حكايت بهتر مى كرد.
عبدالكريم قاسم گويا مكرر خواهان شرفيابى به حضور ايشان شده بود كه در جواب او گفته ميشد اول بايد احكام غير اسلامى را لغو كنى بعد نزد من بيائى.
شيعه به اينگونه پيشوايان خود كه كم هم نيستند افتخار مى كنند.
امام خمينى (قدس سرّه) از قوت قلب و روحانيت قوى برخوردار بود و با