گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨١ - ٢٣ - امانت گادى وان(كالسكه چى)
از حرام از بالاترين صفات آدمى است؟ آيا اين كارگر فقير بى علم برتر است يا آن روشنفكرى كه از دانشگاه (پوهنتون) فارغ مى شود و از مردم رشوه ميگيرد و به كشورش خيانت مى كند و يا آن ملائى كه پس از سالها درس در وجوهات شرعى زياده روى مى نمايد و يا براى تحصيل پول نزد پولداران فاسق، تملّق مى كند؟ بلى تدين و جذبه ايمان، جهان ديگرى است كه ان شاء الله، نصيب ما هم بفرمايد.
|
بشوى اوراق گر همدرس مائى |
كه درس عشق در دفتر نباشد |
|
اجازه بدهيد يك قصه ديگر از همين مرد هزاره نقل كنم. شبى مادرم به من فرمود: يك زنى امروز آمده و از تو شكايت ميكرد كه شوهرش خوشگل بود و تو او را بدگل كرده اى. گفتم: كدام زن؟ فرمود: زن فلان كارگر هزاره كه همين مرد بود. گفتم: من ديدم كه موهاى سر او زياد شده بود كه براى مسح سر او در وضوء ضرر داشت. او حاضر نمى شد كه سرش را بتراشد. من به او ده افغانى جايزه دادم سر خود را از ته تراشيد كه مشكلى براى مسح سر او در وضوء نداشته باشد، من نسبت به آن تقصيرى ندارم!
٢٣- امانت گادى وان (كالسكه چى)
دوست هروى من نقل ميكرد كه من در دهه (١٣٢٠ تا ١٣٣٠ احتمالا) بين قندهار و هرات تجارت مى كردم در يك سفر پس از فروش اموال، ٥٠ هزار افغانى پول نقد را بين كيف دستى (دستكول) خود گذاشتم. با صندوق و