گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٨ - ٤٨ - با دو معلم مصرى در مدينه منوره
هستيم و اين كلام يك نوع توهين و اعتراض به من بود چون ابن حجر هرچه خواسته به شيعيان فحش و دشنام داده ولى با تمام دشمنى خود به شيعيان احاديثى را كه از منابع اهل سنت نقل كرده به تحكيم مذهب شيعه كمك نموده است.
لذا من گفتم: شما از شهر مردى هستيد كه فحاش و بد زبان و دروغگو است. و در اينجا سؤال و جواب ما در حاليكه همه در وسط جاده ايستاده بوديم شروع شد كه تا آنجا كه فعلا بيادم مانده آنها را نقل مى كنم.
(س) مخالفين شما در سعودى مى گويند شما به حج اعتقاد نداريد از ترس مى آييد.
(ج) خود شما فكر كنيد كه اين تهمت آشكار است يا حرف راست؟
شيعه از همه دنيا به مكه و مدينه مشرف مى شوند چه عاملى موجب ترس آنان از ترك حج مى شود؟ در حالى كه در قاهره و بغداد و تمام پايتختهاى كشورهاى اسلامى شراب و فحشاء و گوشت خوك وجود دارد احزاب كمونيستى و الحادى آشكارا فعاليت مى كنند شيعيان چه ترسى دارند كه از بلاد خود به مكه بيايند و در اين ديار با بداخلاقى متحجرين روبرو شوند؟
كمى فكر كردند و به اشتباه گفتار خود پى بردند و كمى لحن تمسخر آميز آنان تغيير يافت.
(س) وهابيها مى گويند شيعيان مسجد الحرام را عمدا نجس مى كنند!!