گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٣ - ٣٠ - ٢٩ - مردى كه در مسكو مسلمان شد
٣٠- ٢٩- مردى كه در مسكو مسلمان شد
به دعوت روسها يا شورويها ضمن هيئتى در زمان جهاد و به بن بست رسيدن اتحاد جماهير شوروى كه بر نصف دنيا نفوذ داشت و نصف ديگر دنيا از او در هراس بود! به مسكو رفتيم و با مسؤولين شوروى و فدراسيون روسيه كه در تضاد آشكار بودند مذاكره كرديم، يك روز هيئت افغانى در سفارت جمهورى اسلامى ايران مهمان بودند كه من نتوانستم بروم و در ساختمان مذاكرات معطل بودم تا وسيله اى بيايد و مرا به هتل برساند. يك مرد روسى سفيد كه عضو شوراى عالى اتحاد جماهير شوروى و عضو هيئت مذاكره كننده با ما بود او هم در همان ساختمان منتظر بود و به من نگاه هاى محبت آميزى مى افكند بالاخره مترجمى پيدا شد و با هم صحبت كرديم، سخن ما به دين كشيد و او درباره اسلام سؤالات و احيانا بر مسلمانان و اختلافات مذهبى آنان ايرادتى داشت كه با منطق و اخلاق به او توضيحاتى دادم و تا حدى نرم شد.
شب در سفارت پاكستان مهمان بوديم، محفل بزرگى بود، مسؤلين شوروى و روسيه و پاكستانى و افغانى و ايرانى (و شايد از كشورهاى ديگر نيز) حضور داشتند، باز هم من و آن مرد روسى و ترجمان و جمع ديگرى در يك قسمتى از سالن سفارت جمع شديم و صحبتهاى بعد از ظهر خود را ادامه داديم و سؤال و جواب ما با آرامى پيش مى رفت تا آنكه آن مرد آمادگى