گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٢ - ٣٥ - ٣٢ - فداكارى و اخلاص زنان افغانى
مىخورديم و تو بايد با اين پول كارتوس (فشنگ) مىخريدى و سينه كمونيستهاى روسى و افغانى كه دشمنان خدا اند سوراخ مىكردى!
در جهاد چهارده ساله مسلمانان افغانستانى با روسها و مزدوران افغانى و همچنين در دوران دفاع مسلمانان ايرانى در مقابل هجوم بعثيهاى عراق زنان و مردان فداكار زيادى پيدا شدند كه صحنه فداكاريهاى ايثارگران صدر اسلام را تكرار و به نمايش گذاشتند.
زن ديگرى- طبق يك نقل- در موقع مردن با پيشنهاد حاضرين كه فرزندش از جبهه براى ساعتى به ديدن او بيايد مخالفت كرد و گفت او را از جبهه جهاد نخوانيد و تنها وصيت مرا به او برسانيد كه بايد هر موقعى كه كشته ميشود از طرف سينه مورد اصابت قرار بگيرد و اگر از طرف پشت زخمى و شهيد شود من او را نمى بخشم.
غرض اين زن مسلمان اين بوده كه پسر هميشه بايد عليه كمونستها هجوم ببرد نه اينكه از آنان فرار كند و در حال فرار كشته شود.
زن سوم كه دو سه مرتبه فرزند جوانش را براى نماز صبح بيدار كرده بود و او دفع الوقت مى كرد و در مرتبه سوم گفته بود كه مادر من كمونست شده ام ديگر نماز نميخوانم بيشتر مرا اذيت نكن. با كمال مردانگى آهنى را بر ميدارد و پسر مرتدش را مى كشد و خود را در پناه مجاهدين قرار ميدهد.
|
زن مگو مرد آفرين روزگار |
زن مگو بنت الجلال اخت الوقار |
|