گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٠ - ٢٧ - ٢٨ - دو خانم آلمانى
معنويت كشانده و مى خواهد با حجاب باشد نيستيد؟ او جوابى نداشت و كمى چادرش را بر موهايش كشانيد.
|
اين سعادت به زور بازو نيست |
تا نبخشد خداى بخشنده |
|
البته بخشش خدائى اراده و تصميم خود انسان را لازم دارد. چه خوب است دختران و پسران جوان به سوى روحانيت و معنويت و خداپرستى و فضيلت و تقوى و مكارم اخلاقى بروند و از لجن زار بى عفتى و بى بند و بارى و هوسبازى و از تاريكيهاى بى هدفى، خود را بدور نگهدارند.
|
در جوانى توبه كردن خصلت پيغمبريست |
ورنه هر گبرى به پيرى مى شود پرهيزگار |
|
٢- در شهر كسل آلمان روزى در منزل يك سيد قندهارى بودم كه يك مرد پاكستانى با زن جوان آلمانى اش نزد من آمدند. پس از تعارفات معمولى زن گفت من مسيحى مى باشم و از مدتها قبل علاقه پيدا كرده ام به دين اسلام مشرف شوم، ديروز- يا وقت ديگرى- خبر شدم كه يك عالم مسلمان در كسل آمده تصميم گرفتم كه بيايم و با شما صحبت كنم، ديشب خوابم نيامد با افكار مختلفى روبرو بودم ولى امروز تصميم جدى گرفتم بيايم با شما صحبت كنم.
صحبت در مورد اسلام شروع شد تا جائى كه براى آن زن مفيد بود و يا من مفيد تشخيص مى دادم. توضيحاتى درباره دين اسلام و اصول و فروع آن دادم تا اينكه آهسته آهسته آثار قبولى در چهره او پديد آمد و بالاخره اظهار