گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٢ - ٩ - ٨ - حالت روحانى يك فقيه
چگونه گرمى را احساس نكرده ام و چگونه عرق ريزى نداشته ام و گويا در هواى معتدل بهارى بوده ام، من در اين تعجب بودم كه آقاى گلپايگانى توقف فرموده روى خود را به سوى من نمود و فرمود فلانى ديدى چگونه حال ما در اثر دو سه كلمه صحبت از دنيا تغيير كرد و هواى گرم بجان ما آمد. من كه تا آن لحظه فكر ميكردم ايشان از پيگرى من اطلاعى ندارند تعجبم بيشتر شد!
سخنى در باره كرامات:
صدور كرامات از افرادى كه بوسيله علم و عمل باطن شان اصلاح و سپس در تقويت روح خود موفق بوده اند. بعيد نيست. قرآن كريم آنرا در حق حضرت مريم دختر عمران- سلام الله عليها- و آصف بن برخيا تأييد مى فرمايد، و ما به ملاحظه آثار و كثرت نقل قصه هاى حاكى از كرامات جارسيدگان نيز به صدور كرامات، فى الجمله اطمينان داريم.
من آقاى گلپايگانى را در نجف ديده ام. هرچند با ايشان از نزديك معاشرتى نداشته ام، چنانچه و ثاقت شيخ عباس قوچانى (قدس سرّه) در نقل اقوال و اخبارش نيز برايم ثابت است، منتهى و ثاقت حكايت كننده براى من مجهول است و من از آقاى قوچانى سؤال نكردم حاكى قصه در نظر ايشان ثقه بوده است يا نه.
ولى آنچه كه در اين مقام مناسب يا لازم به تذكر ميدانم اين است كه طائفه صوفيه در ادعاى كرامات و نقل خارق العادات براى مشائخ خود مبالغه و غلو عجيبى دارند، و هركس كتب آنان را بخواند آهسته آهسته مى فهمد