گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧ - ٧ - ٥ - روحيه آقاى حكيم(قدس سره)
چگونه بر چشم پوشيدن از كرامت و بزرگواريت صبر نمايم. تا آنجائى كه مى فرمايد: اگر زبانم را در بين دوزخيان باز بگذارى شيون و فرياد بر آرم و همانا بر دورى تو گريه كنم گريه فاقدين و از دست دادگان و با صداى بلند هر رجائى كه باشم.[١] تو را خواهم خواند اى يار و سرپرست مؤمنان. دوباره در اين جملات ملكوتى كه از روح عاشق اميرالمؤمنين و زبان رساى او صادر و عالم انسانى و فرشتگان را نورانى فرموده دقت كنيد چه درياى عرفان متلاطم است، بلى از آتش جهنم، سوزان تر، دورى از معبود محبوب است، اگر به فرض محال آتش سوزان جهنم تحمل پذير باشد اما دورى از حق براى روح آدمى به هيچ فرضى قابل تحمل نخواهد بود. و به يك كلمه جامعه، بدترين پستى و عذاب عبد آن است كه فاقد رضاى حق گردد و مجبور شود گريه فاقدين سر دهد! افسوس من قدرت شرح اين جمله
«و لابكيّن عليك بكاء الفاقدين»
را ندارم. «اعاذنا الله بفضله و سابق كرمه عن هذه المرحله»
٣- اينجانب در تابستان سال ١٣٣٢ شمسى در زمان پادشاهى فيصل بر
[١] - در مفاتيح الجنان اين جمله« أين كنت» بصيغه خطاب آمده كه به نظر اينجانب اشتباه است. چون نهج البلاغه امير المؤمينن به ما ياد داده است كه خدا أين و مكان ندارد و او مكان ساز و خالق أين است لذا من آن را بصيغه متكلم واحد ترجمه كردم.( هرجائى كه باشم).
به هرحال دعاى كميل سند درستى ندارد و حتى شايد بى سند باشد ولى شاهكارى متن آن سند، آن را تصحيح ميكند، از شيخ محمد حسين كاشف الغطاء دانشمند شهير شيعه از سند دعاى صباح پرسيده بودند كه ايشان در جواب گفته بودند« يا من دلّ على ذاته بذاته» جواب بسيار ظريف و لطيفى مى باشد.