انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦٦ - خرافات در طول تاريخ
بايد دعوت گردد؛ دخترش از دختر فلان شخص كمتر نيست و نبايد آبرويش نزد مردم برود. از اين قبيل شرط و شروط را براى داماد و پدرش پيشكش مىكند كه كاملًا خلاف شرع و خلاف كرامت انسانى است.
اينها در واقع از نعمت عقل محروماند؛ زيرا اگر عقل داشته باشند مقدارى فكر مىكنند كه آيا چنين شرط و شروط با فطرت انسانى سازگارى دارد يا خير؟ فردا اگر دخترش به خانه شوهر برود، داماد قرضدار، تمام كارهاى ناپسند پدر را بر رُخ دخترش مىكشد؛ و بار حماقتهاى پدر، بر دوش دخترش سنگينى مىكند. در نتيجه تمام كارهاىكه پدر دختر انجام داده، توسط شوهر، پدر شوهر و بقيه اعضاى خانواده او تلافى مىشود. در واقع دختر بىچاره هيچ تقصيرى ندارد؛ ولى عكسالعمل پدر احمق او چنين چيزى را بهبار مىآورد. اينها همه خرافات است، خرافات كه شاخ و دم ندارد. تمام اين عملهاى ضدّ اخلاقى را كه خدمت شما بيانكردم، بدترين نوعى از خرافات است. اين كارهاى نا معقول علاوه بر موضوع شرعى دو ضرر ديگر نيز دارد.
اولًا، ممكن است كه كسى نتواند چنين چيزهايى را قبول كند، در اين صورت دختر به خانه مىماند و ممكن است به مرور زمان، دست به عمل غير اخلاقى بزند و بىعفتى كند. در صورتىكه چنين كارى صورت بگيرد مسئوليت بر عهده كيست؟ معلوم است كه پدر احمق او مسئول است؛ زيرا به خاطر گرفتن پول و مصارف احمقانه، دخترش را به اين وضعيت گرفتار كردهاست. دختر فروشى مگر غير از اين است؟ فردا اگر دختر به علت بىعفتى به مرض مهلك ايدز گرفتار شود، باز هم پدرش مسئول است.
ثانياً: اگر كسى پيدا شود كه شرايط اورا بپذيرد مسلماً وقتى عروس را به خانه بىبرد اعمال ناپسند و ضد اخلاقى پدرش را بر رخ او مىكشد. اين يك امر طبيعى