انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٣٥ - وسعت فقه اسلامى
راه اجتهاد براى مجتهدين باز است؛ مجتهدين جامع الشرايط بايد اجتهاد كند. البته راه اجتهاد براى كسانى باز است كه در فقه متخصص و يا فوق تخصص باشد، نه براى آنهاىكه فقط ادعاى فقاهت مىكنند.
امروز متأسفانه كسانى هستند كه به مسائل فقهى آشنايى لازم را ندارند؛ ولى ادعاى فقاهت دارند؛ بسيار باجرئت مىگويند: ما فقيه هستيم و مىتوانيم در مسائل فقهى اظهار نظر كنيم؛ آنها از رفتن به نزد علماى بزرگ دينى ابا مىورزند و مىگويند: خود ما به قرآن مراجعه مىكنيم، مسائل را با اجتهاد خود استنباط مىنماييم! در حالىكه از تفاسير آيات و مسائل فقهى چيزى نمىدانند. اينعده به نظر من عقلشان ضعيف اند و نمىتوانند عقلايى فكر كنند. لذا خود را فريب مىدهند و با دين مردم بازى مىكنند. اين عده مانند كسى مىمانند كه علوم دينى خوانده باشد و ادعا كند كه علم طب را نيز مىداند و مىتواند جراحى قلب را انجام دهد. خدا عقل را از انسان نگيرد و الّا چه بلايى را بر سر خود خواهد آورد؛ عقل نعمت بزرگى است كه خداوند جل جلاله براى انسان عطاء فرموده است، بىعقلى يك مرض لاعلاج براى انسانها است. كسانىكه در غير رشتهى خود ادعاى تخصص مىكنند، در واقع مريض هستند. مرض بىعقلى باعث مىشود كه انسان خود را همه كاره فكر كنند. خطر عالم غير متخصّص از خطر داكتر غير متخصّص به مراتب بالاتر است؛ زيرا داكتر غير متخصّص ممكن است كه به خاطر تشخيص نادرست، به صدها مريض ضرر برساند و يا آنها را به كام مرگ بفرستد. امّا مدّعى علم كه به مسائل فقهى تخصّص ندارد؛ دين مردم را نابود مىكند و مردم را بهسوى گمراهى سوق مىدهد. البته اجتهاد در مسائل فقهى، مخصوص يكعده و يا گروهى خاص نيست و كسى چنين ادعايى هم نكردهاست؛ ولى معلوم است، كسىكه مىخواهد مجتهد شود، بايد علم فقه را درست بخواند و به آن تخصّص