انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٤٦ - ابعاد مختلف عمل صالح
اقتصاد اسلامى بهگونهى است كه سرمايه بهدست عدهاى قليل تداول پيدا نكند. طبق مقررات دين مبين اسلام، سرمايه بايد توزيع شود تا همهى مردم از آن بهره گيرند. در سيستم اقتصاد اسلامى جايز نيست كه ٧٠% درصد سرمايه جهان بهدست ٣٠% مردم باشد. امّا ٣٠% ديگر آن، در اختيار ٧٠% مردم قرار داشته باشد.
ممكن است در اين مورد نيز سؤال مطرح شود كه چرا در اسلام چنين چيزى جايز نيست؟ جواب روشن است براى اينكه عدالت اجتماعى متلاشى گرديده و توازن اقتصادى از بين مىرود؛ وقتى توازن اقتصادى در جامعه به هم بخورد، يكعدهاى خاصى، ظالم، قلدور و خودخواه مىشوند و در مقابل عدهاى ديگر از همه چيز محروم مىشوند. بنابر اين در چنين وضعيت، كرامت انسانى زير سؤال قرار مىگيرد، عدالت اجتماعى از بين مىرود؛ وقتى عدالت اجتماعى از بين رفت، امنيت عمومى نيز متزلزل مىشود؛ وقتى امنيت عمومى وجود نداشت، همه چيزى جامعه نابود مىشود. سيستم اقتصاد اسلامى، با ايدئولوژى منسجم و بر اساس جهانبينى اسلامى، بسيار عادلانه برنامه ريزى شده است؛ در حالىكه سيستمهاى اقتصادى كاپيتاليسم و كمونيزم، از اين امتيازات محروماند و به همين دليل محكوم به شكست مىباشند.
ج: حكومت اسلامى: وظايف حكومت اسلامى بسيار سنگين است؛ زيرا تطبيق مقررات دين مبين اسلام بهعهده حكومت است. حكومت اسلامى بايد براى مردم خدمت كند و خود را مسئول حفظ جان و مال مردم بداند. وظايف حكومت اسلامى در برابر مردم و وظايف مردم در برابر حكومت اسلامى، از موضوعاتى است كه بايد مشخص شود؛ مردم بايد بدانند كه اختيارات و مسئوليتهاى حكومت اسلامى چيست؟ همچنين وظايف مردم در برابر آن چه مىباشد؟ يكى از وظايف بسيار مهم حكومت اسلامى موضوع حقوق است كه حكومت بايد محافظ حقوق مردم باشد.