انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩٥ - افزون طلبى و تفاخر
به تحصيل علم و كمال بىپردازد و به اجتماع خود خدمت نمايد، به واجبات دينى خود مقيد باشد و از محرمات دورى كند. اگر علم دارد، ديگران را علم بياموزد، اگر ثروتمند است، از توان مالى خود استفاده نموده و به فقرا و مساكن كمك نمايد. اگر انسان اين چنين هدفمند زندگى كند، حتماً به حقيقت انسانى خود پىبرده و از خرافات دور مىشود.
مهم اين است كه انسان هدف اصلى خلقت را بداند. بزرگى شهر، زيادى قوم و شهرت قبيله، برترى نژاد، مال و ثروت، هيچكدام براى انسان افتخار ندارد. انسان بايد افكار ناسيوناليستى را از خود دور كند؛ زيرا همين عقايد و افكار ناسيوناليستى در طول تاريخ، يكى از عوامل بزرگ بدبختى انسانبوده است. متأسفانه در شرايط كنونى نيز اين مفكوره باطل دنيا را به آتش كشيدهاست. اينگونه مزخرفات با شأن و منزلت انسانى كاملًا منافات دارد و بايد به هر نحوى از اجتماع بشرى دور شود. اگر اين مزخرفات در ميان مردم ادامه يابد، سرانجام جز خوارى و ذلت و عقب ماندگى چيزى نصيب انسانها نخواهد شد.
چرا امروز كشورهاى قدرتمند جهان ملت و نژاد خود را از ساير نژادها و ملتها بهتر و برتر مىدانند؟ چرا خيانت به كشورهاى ديگر را خدمت به كشور خود مىدانند؟ چرا به حقوق و حاكميت ملى ديگران تجاوز مىكنند؟ چرا تمام منابع و مخازن جهان در دست عدهاى خاص قرار دارد و كوچكترين حقوقى را براى ديگران قايل نيستند؟ مگر ملتهايى ديگر انسان نيستند؟ آيا اين همه فتنه و آشوب كه جهان را فرا گرفته است، نتيجه همين مفكورههاى ناسيوناليستى نيست؟ آيا بهتر نبود كه آنان ديگران را نيز مثل خود انسان بدانند و به حقوق آنها احترام قايل شوند؟ آيا بهترنبود كه بجاى برترى جوى به كمال انسانى خود فكر كنند؟