انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩٣ - افزون طلبى و تفاخر
انسان در موقع فرصت خود لحظهى راجع به ارتباط خود خالقش فكر نكند؟ چرا به فضايل اخلاقى و كرامت انسانى خود نيانديشد؟ چرا به خدمات اجتماعى و راهحل مشكلات جامعه خود فكر نكند؟
آيات قرآن مجيد هر كدام از خود شأن نزول دارد؛ ولى بحث ما مربوط به شأن نزول آيات نيست؛ چرا كه الفاظ قرآن عام است و همه چيز را در بر مىگيرد. شأن نزول نمىتواند مخصّص آيه شود كه بگوييم اين آيه در يك مورد خاص نازل شده است و اكنون وقت آن گذشته است. نه خير، قرآن براى زمان خاص نيست؛ بلكه از زمان نزول تا روز قيامت مورد استفاده است. قرآن در واقع مانند خورشيد و بلكه بهتر از آن است؛ زيرا نور خورشيد ممكن است روزى خاموش شود؛ ولى نور قرآن براى هميشه جريان دارد. و براى ابد باقى خواهد بود.
«أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ» «حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ»
تا آنجا از قوم و قبيله خويش حساب كرديد كه زندهها باقى نماندند و در قبرستان به سراغ مردهها رفتيد و قبور آنها را نيز حساب نموديد.
اينگونه كارهاى مزخرف به هدف خلقت انسان كه بهعنوان نماينده خدا در روى زمين است سازگارى ندارد. متأسفانه در شرايط كنونى كه علم در حال ترقى و پيشرفت است، باز هم عدهاى از انسانها به همان افكار جاهلانه خود باقى هستند و به كميت قوم خود افتخار مىكنند. انسان در طول تاريخ چنين بوده و به چيزهايى بىارزش مباهات كرده و مىكند. ممكن است كسى سؤال كند كه چرا انسان به اين مفكورههاى پوچ گرفتار شده است و چرا از اهداف عالى انسانى خود غافل شده است؟
جواب آن واضح است؛ بشر از فطرت انسانى خود دور شده است و خالق خود را از ياد برده و فراموش كرده است؛ وقتى انسان خالق خود را نشناخت و از او غافل