انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٤ - طبيعت و تربيت
نداشت و در هر روز هزاران انسان بدون جهت به خاك و خون كشيده نمىشد. آنچه را كه امروز بشر از آن رنج مىبرد، نتيجه غرايز سركش خود اوست؛ زيرا انسانها از قانون زندگانى بهطور درست استفاده نكردند. اين مصيبتها و اين بلاها كه امروز دامنگير جامعه انسانى شده است عامل اصلى آن غرايز است و بايد غرايز بر اساس فطرت انسانى و شرايع آسمانى، تعديل شود؛ اگر تعديل نشود زندگانى انسانها نابود مىشود. چرا نابود مىشود؟ براى اينكه مواد مورد احتياج به حدّ كافى و مطابق خواست غرايز انسانها موجود نيست و انسانها هر كدام براى تامين خواستههاى نفسانى خود به جان همديگر مىافتند و نسبت به همديگر تعدّى مىكنند. وقتى تعدّى صورت گرفت، زمينه نابودى انسانها نيز فراهم مىشود.
بنابراين لازم و ضرورى است كه غرايز انسان تعديل شود تا زمينه استعمار و استثمار از بين برود. در شرايطى كنونى كه فقر اقتصادى تمام جهان را فرا گرفته و مردم از گرسنگى تلف مىشوند، كنترل غرايز امر ضرورى است و علت اصلى فقر در دنياى كنونى نيز همين غرايز سركش است، چرا كه ٨٠% سرمايه و يا ثروت دنيا بهدست ٢٠% مردم است و ٢٠% آن، بهدست ٨٠% مردم قرار دارد. در قرن بيست و يكم، چرا عدالت اجتماعى در بين مردم وجود ندارد؟ چرا امروز جهان بشريت، در چنين فتنه و آشوب گرفتاراند؟ علت تمامى اين مشكلات و گرفتارىها، غرايزى است كه درست كنترل نمىشود؛ وقتى غرايز كنترل نشد، طغيان مىكند.
به نظر من اگر وضعيت به همين منوال ادامه يابد، بشريت هرگز به خوشبختى و كمال خود نمىرسند و جهان انسانيت همچنين پراز فتنه و آشوب باقى خواهد ماند. متأسفانه انسانها در طول تاريخ، خود را فريب دادهاند؛ ولى انسانهاى امروز بيشتر مىخواهند خود را فريب دهند؛ زيرا انسانهاى عصر حاضر چيزهاى را