انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٣ - طبيعت خام انسان
اين حق معلوم، گاهى به زكات مربوط است كه انسان زكات اموال خود را به اين دو دسته بدهد. يعنى يك موقع مسئله واجبات است بايد چيزى را كه بر انسان واجب است براى اين دو دسته پرداخت كند؛ مثلًا، زكات و خمس كه در فقه شيعه از وسعت زيادى بر خوردار است؛ همچنين ساير واجبات، مانند كفارات، نذورات و زكات فطر مربوط مىشود؛ ولى بعضى اوقات انسان خمس و زكات و ساير واجبات خود را پرداخته است و چيزى از واجبات بر او باقى نمانده است كه بر فقرا بدهد. در اينصورت اين سؤال وارد مىشود كه آيا فقراء حقّى بر آنها دارند يا خير؟ جواب واضح است؛ دين مقدس اسلام براى اين دسته نيز سفارش مىكند كه بايد از اموال خود چيزى را براى فقرا كمك نمايند، ولو حق واجب بر ذمه آنان نباشد. ممكن است اين سؤال نيز پيش بيايد كه بعضى از مردم اصلًا خمس و زكات نمىدهند تكليف آنها چه مىشود؟ در جواب بايد گفت كه آنان در روز قيامت موقف بسيارسخت و خطرناك دارند و حتماً خداوند متعال جل جلاله از آنها سؤال مىكند و مورد كيفر قرار مىگيرند.
يك مشكل عمده كه فعلًا راجع به فقرا موجود است اين است كه تشخيص آنها بسيار مشكل است؛ زيرا عدهاى زيادى از گداها، گداى واقعى نيستند؛ بلكه گداى حرفهاى هستند (شغل شان گدايى است) و حتى بعضى از آنها داراى اموال و صاحب ثروت هستند، آپارتمان دارند، ماشين دارند، حسابهاى بانكى دارند؛ اما در ظاهر بهصورت گدا مىآيند و از مردم پول جمع مىكنند. قرار اطلاع، حتّى بعضى شركتهاى نيز وجود دارند كه افراد زيادى را بهنام گدا در جادهها و پس كوچههاى شهر با ماشين توزيع مىكنند و شب دوباره آنان را جمع مىنمايند. اين شركتها با اين افراد كه فقير هم نيستند، قرارداد دارند و به آنها حقوق مىدهند و روزانه