انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤١ - طبيعت خام انسان
«إِلَّا الْمُصَلِّينَ»
مىفرمايد: انسان هلوع است و طبيعت خام انسانى چنين است. اگر شرّى به او رسد بىتابى مىكند و اگر خيرى به او رسد، مانع رسيدن خير به ديگران مىشود؛ مگر كسانىكه نماز مىخوانند. در آيه بعد نماز گذاران را چنين معرفى مىكند:
«الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ»
آنهايىكه نماز خود را هميشه و مرتب بهجا مىآورند و در خواندن نماز كوتاهى نمىكنند. در هنگام سردى و گرمى، در هنگام صحت و مريضى، در هنگام سيرى و گرسنگى، در حالت خوشى و پريشانى، در تمام حالات نماز خود را درست مىخوانند و مرتكب عمل ريا هم نمىشوند. مؤمنين ايمان قوى دارند و تحت هر شرايطى بر ضعف درونى خود غلبه مىكنند و هرعملى را كه انجام دهند فىسبيلالله انجام مىدهند.
بعضى از مفسرين گفته اند كه اين موضوع مربوط به نمازهاى يوميه و عبادات واجب نيست؛ بلكه مربوط به كارهاى خيرى است كه انجام آنها براى انسان مستحب است و انسان بهصورت مستمر آن اعمال را انجام مىدهد. تداوم اعمال هرچند اندك باشد بسيار مفيد است و بايد عملى را كه انسان انجام مىدهد زود قطع نكند؛ زيرا هر عملى كه بطور دائم انجام مىشود، خيلى در نزد خداوند جل جلاله ارزش دارد ولو آن عمل اندك باشد و خداوند جل جلاله چنين عملى را دوست دارد. اعمال خير بهصورت مقطعى نيز داراى ارزش است؛ ولى ممكن است گاهى اوقات اين عمل از روى احساسات باشد و فقط يك مرتبه از انسان سر مىزند و بعد متوقف مىشود؛ ولى اگر ادامه داشته باشد خيلى مقام انسان را بالا مىبرد. عمل مقطعى گاهى تصادفاً از انسان سر مىزند، در حالىكه قصد قربت هم ندارد. بهقول شاعر كه مىگويد:
|
گاه باشد كه كودك نادان |
به غلط بر هدف زند تيرى |
|