علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٩٤

در اين سند، دو راويِ پيش از علي بن حکم بوده مشخص شده و درواقع صحيحه هشام يک سند تعليقي[٢٢١] دارد و اسناد قابل توجهي در الکافي به اين شيوه گزارش شده‌اند. وثاقت و جلالت هريک از افراد واقع در اين سند، روشن‌تر از آن است که نيازمند بيان باشد؛ اما درباره معناي روايت، نظراتي بيان شده که در ادامه به آن‌ها اشاره مي‌شود:

١. نظرهاي مطرح شده درباره‌ صحيحه‌ ‌هشام

انديشمندان حديثي در مواجهه با اين روايت، رويکردهاي متفاوتي داشته‌اند که پس بيان هر ديدگاه، توضيحاتي ارائه مي‌شود.

١/١. تصحيف

برخي از راه اختلاف نسخه‌هاي اين حديث را بررسي کرده‌اند. از اين گروه مي‌توان علامه شعراني; را نام برد؛ بر اساس نظر ايشان در اين روايت تصحيف رخ داده و اشتباه از نويسندگان بوده و «عشر» افزوده شده است و مقصود از هفت هزار آيه نيز تقريبي است که نسخه الکافي که در اختيار مرحوم فيض کاشاني; بوده اين ديدگاه را تقويت مي‌کند.[٢٢٢] اين روايت در کتاب وافي اين‌چنين گزارش شده است:

علي بن الحكم عن هشام بن سالم عن أبي عبد اللَّه٧ قال‌ إن القرآن الذي جاء به جبرئيل٧‌ على محمد٩ سبعة آلاف آية.[٢٢٣]

پس اين روايت در اصلاح «مُصَّحف» است که صحيح آن هفت هزار آيه بوده و مقصود از آن بيان تقريبي تعداد آيات قرآن کريم است.

٢/١. تأويل

برخي محققان نيز اين مشکل را از راه تأويل حل کرده‌اند که و در معناي مؤوَّل نيز چند ديدگاه وجود دارد.

١/٢/١. معناي جامع بين وحي قرآني و بياني

منظور از آيات فراتر از آيات مخصوص قرآن است. معناي قرآن در صحيحه هشام، مجموعه وحي قدسي را در برمي‌گيرد که مشتمل بر وحي قرآني و وحي بياني است. بر اساس



[٢٢١]. به اين کار که شيوه‌اي از مختصر نويسي اسناد روايات است و به اعتماد سند قبل برخي راويان سند بعد، حذف مي‌شوند، «تعليق» در سند گويند. ر.ک: توضيح الاسناد المشکله في الکتب الاربعه، ج١، ص٢٣.

[٢٢٢]. ر.ک: شرح الکافي، ج١١، ص٧٦ (پاورقي).

[٢٢٣]. الوافي، ج‌٩، ص١٧٨٠.