علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٩٣
حذف شدهاي از قرآن باشد و البته در موارد فراواني هر دوي اين حالات در يک روايت جمع ميشود. اينگونه است که هر روايتي که به آن استدلال شده است، عدد صفر را نتيجه ميدهد.[٢١٦]
تحليل امام خميني١ اينچنين است:
روايات تحريفنما سه قسم هستند؛ الف) روايات ضعيفي که نميتوان به آنها استدلال نمود. ب) روايات جعلي که شواهدي بر ساختگي بودن آنها وجود دارد. ج) روايات صحيحي که دقت در آنها روشن ميسازد که مقصود از تحريف قرآن، تحريف معنوي است نه لفظي.[٢١٧]
ب) صحيحه هشام و تحريف قرآن
پيشتر گفته شد که بهخاطر اهميت متن و سند روايت هشام؛ مبني بر وجود ١٧ هزار آيه در قرآن کريم، بهصورت اختصاصي به اين روايت پرداخته خواهد شد. از آنجا که پيرامون همين يک روايات، نظرات گوناگوني بيان شده؛ لذا، اختصاص بخشي جداگانه براي آن شايسته است.
از جمله رواياتي که اختلاف بسياري درباره آن وجود دارد کلامي است که هشام بن سالم از امام صادق٧ گزارش کرده و به صحيحه هشام مشهور است. متن روايت چيني است:
عَلِي بْنُ الْحَكَمِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ٧ قَالَ إِنَ الْقُرْآنَ الَّذِي جَاءَ بِهِ جَبْرَئِيلُ٧ إِلَى مُحَمَّدٍ٩ سَبْعَةَ عَشَرَ أَلْفَ آية.[٢١٨]
علي بن حکم از هشام بن سالم و او نيز از امام صادق گزارش ميکند که فرمودند: قرآني که جبرئيل٧ براي حضرت محمد٩ آورد ١٧ هزار آيه دارد.
از آنجا که علي بن حکم در طبقه ششم و از اصحاب امام رضا٧ است[٢١٩] و کليني; در طبقه نهم؛ بنابراين، بايد بين آنها دو واسطه باشد و مرحوم کليني; نميتواند بهطور مستقيم از علي بن حکم گزارش کند. توجه به سند روايت قبلي در الکافي، مشکل را حل ميکند؛ سند قبل به اين صورت است:
مُحَمَّدُ بْنُ يحْيى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِي بْنِ الْحَكَم...[٢٢٠]
[٢١٦]. القرآن و روايات المدرستين، ج٣، ص٨٤٧.
[٢١٧]. تهذيب الاصول، ج٢، ص٤١٧.
[٢١٨]. الکافي، ج٢، ص٦٣٤.
[٢١٩]. ر.ک: رجال طوسي، ص٣٦١، ش ٥٣٤٤.
[٢٢٠]. الکافي، ج٢، ص٦٣٤.