علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٧
و با سپاهي که پرچم آن در دستان علم و دانش است، نور حقيقت را بر تيرگيهاي جاهلانه بتاباند و با صبر وافر، تاريکي را به روشنايي، ناداني را به دانايي، قهر را به آشتي، دشمني را به دوستي و واگرايي را به همگرايي تبديل کند.
توجه ويژه به مباني مشترک مذاهب اسلامي، يکي از رويکردهايي است که ميتواند چنين نتيجهاي را محقَّق سازد. آگاهيبخشي و تبيين آنچه مورد اتفاق فرقههاي اسلامي است، شرايط همدلي بيشتر ميان اين مکاتب را فراهم ميکند. «مطالعات تطبيقي» بهويژه در عرصه قرآن و حديث، يکي از زمينههاي تبيين شباهتهاست؛ زيرا بيشتر مذاهب اسلامي، نهتنها توجه ويژهاي به قرآن و سنت دارند، بلکه آنها را دو رکن اساسي در فهم مسائل ديني بهشمار ميآورند. بر اين اساس، تمرکز بر مطالعات تطبيقي قرآن و حديث، ميتواند به مثابه گامي محکم براي دستيابي به فهم مشترک ميان مذاهب اسلامي باشد.
مطالعه تطبيقي، پژوهشي است که به بررسي حداقل دو پديده و مقايسه نسبت ميان آنها بهمنظور شناخت دقيقتر مسائل ميپردازد. در چنين مطالعاتي، علوم و معارف قرآني و حديثي مذاهب اسلامي مقايسه شده؛ مباني آنها تبيين و بخشهاي مشترک و مورد اختلاف مشخص ميشود. درنهايت، زمينه براي کشف راهکار ثمربخش در نزديکتر کردن ديدگاهها و يا دستکم، امکان درک نظرات يکديگر فراهم خواهد شد. اين درکِ مشترک و نزديک، نقطه آغازينِ حرکت بهسوي تقويت پايههاي همگرايي ميان مذاهب اسلامي محسوب ميشود.
بايد توجه داشت که تلاش براي همگرايي بهمعني راضي کردن طرف مقابل براي پذيرش باورها نيست؛ بلکه تنها به رسميت شناختن حق، نقش و حضور ديگري است. اولين فايده اين رويکرد، تضعيف جريانهاي تکفيري و کاهش ميزان اثرگذاري تهمتها و شايعههاست. هنگاميکه افراد جامعه از آگاهي نسبي برخوردار شوند، تبليغات جريانهاي تکفيري را براي از ميان برداشتن گروهها و مذاهب ديگر، به منزله حقيقتي تغييرناپذير، نميپذيرند. نتيجه اين ناتوانسازي، تقويت امکان زيستِ مسالمتآميز است. جايي که پيروان تمامي گروهها، فارغ از نوع نگرش خود، از امنيت برخوردار شوند و هراسي براي بيان آزادانه اعتقادات خود و شنيدن ديدگاههاي ديگران نداشته باشند. بهطورقطع، اين سطح از بلوغ اجتماعي، زمينهساز شکلگيري دوره جديدي از تمدن اسلامي خواهد شد.