علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٦٦
بيت نيز بهخاطر جمع شدن الفاظ، حروف و معاني است.[١١٨] در لغت به مَسکن،[١١٩] قبيله، خانه يا جايي كه انسان، شب را در آنجا پناه ميگيرد، بيت گفته ميشود.[١٢٠] اين واژه بيشتر بهمعناي انجام دادنِ کاري در شب، استعمال شده؛[١٢١] اما در آيات و روايات، بدون در نظر گرفتن قيدِ شب، بهکار رفته است؛ مانند روايت ابوذر:
كيف تَصْنعُ إِذا ماتَ النّاسُ، حتَّى يكونَ البَيتُ بالوَصِيف؟[١٢٢]
چگونه زماني که مردم بميرند تا اينکه هر قبري را به يک غلامي بفروشند؟
واژه بيت در اين روايت، بهمعناي «قبر» است. همچنين حضرت نوح٧ در دعايي فرمودند:
Gرَبِّ اغْفِرْ لي وَ لِوالِدَي وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيتِي مُؤْمِناF[١٢٣]
پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و تمام کساني را که با ايمان وارد خانه من شدند بيامرز.
منظور حضرت نوح٧ در اين دعا که قرآن کريم آن را گزارش کرده، همان کشتي است.[١٢٤]
بيت، به معني شرافت و بزرگي نيز استعمال ميشود؛[١٢٥] بنابراين، براي مشخص کردن يک خانواده باشرافت و مؤثر در يک قبيله يا واحد سياسي-اجتماعي عربي (يا غيرعربي) نيز بهکار ميرود؛ براي نمونه در بين عرب، شرف و بزرگي قبيله بنيتميم در ميان عشيره حنظله را اينگونه بيان ميکند:
بَيتُ تميم فى حَنْظَلَةَ أى شَرَفُها.[١٢٦]
شرافت (قبيله) تميم در عشيره حنظله قرار دارد.
[١١٨]. معجم مقاييس، ج١، ص٣٢٤؛ المصباح المنير، ج٢، ص٦٨.
[١١٩]. المصباح المنير، ج٢، ص٦٨.
[١٢٠]. العين، ج٨، ص١٣٨؛ مفردات، ج١، ص٣٢٠.
[١٢١]. المصباح المنير، ج٢، ص٦٧.
[١٢٢]. النهايه في غريب الحديث و الاثر، ج١، ص١٧٠.
[١٢٣]. نوح، ٢٨.
[١٢٤]. لسان العرب، ج٢، ص١٥.
[١٢٥]. تاج العروس، ج٣، ص٢٢؛ لسان العرب، ج٢، ص١٥؛ النهايه في غريب الحديث و الاثر، ج١، ص١٧٠.
[١٢٦]. المصباح المنير، ج٢، ص٦٨.