علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٢٦
کردند. اين افراد حتي اگر به نتيجه درست هم برسند، تفسير به رأي کرده و نتيجه درست را از روي جدل و براي اثبات خويش بيان کردهاند، نه براي اطاعت از امر الهي.
اثرگذارترين مباني تفسيري آيتالله مروّجي طبسي، هفت مبناي مطرحشده در اين بخش بود. درون برخي از اين مباني تقريرهاي نويني وجود داشت و يا با زاويهاي جديد به موضوع، نگريسته بود.
ج) روش تفسير
مباني تفسيري، زيربناي فعاليت تفسيري را ميسازد. در برابر، روش تفسير، چگونگي تفسير کردن آيه در مقام تطبيق است. آشنايي با روش تفسير، چگونگي تطبيق مباني تفسيري را در مقام عمل نشان ميدهد. در اين بخش، ١٠ روش تفسيري آيتالله مروّجي طبسي معرفي ميشود. اين روشها شامل مواد تفسيري، ترتيب قرار گرفتن مواد و چگونگي تحليل بر اساس مواد است.
١. بهرهگيري از لغت
آيتالله مروّجي طبسي در مقدمه خلاصة البيان، آگاهي از دانشهاي ادبي عرب را براي فهم قرآن کريم ضروري ميداند. به عقيده ايشان، بدون ادبيات عرب، قرآن پيچيده ميماند و اهداف آن معلوم نميشود. او به حديث پيامبر٩ استناد کرده که فرمودند:
اعربوا القرآن و التمسوا غرائبه.[٤٤]
بر اساس اين حديث، کشف غرائب قرآن، متوقف بر دقت ادبي در آن است. «فقه اللغه» يکي از دانشهاي ادبي است که مرحوم مروّجي از آن با عنوان «قواعد اللغه» ياد ميکند.
نويسنده خلاصة البيان، در تفسير خويش به بررسي واژگان آيات ميپردازد. بهعنوان نمونه در آيه Gالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِF[٤٥] با بررسي لغت «رسوخ» بر اين ديدگاه پاي ميفشرد که با توجه بهمعناي اين واژه، رسيدن به چنين جايگاهي براي غير اهل بيت: ممکن نيست. او از لغتِ کاربردي قرآن کريم نيز بهره ميگيرد و گاهي با گردآوري آياتِ داراي واژه مشترک، تلاش ميکند تا به مفهوم دقيق آن واژه دست يابد. اين روش، افزون بر آنکه گونهاي از تفسير قرآن به قرآن است؛ توجه بهمعناي استعمالي واژگان در قرآن کريم محسوب شده و
[٤٤]. مجمع البيان، ج١، ص٤٠.
[٤٥]. آلعمران، ٧.