علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٤٦

متن‌پژوهي و اُنس گرفتن به زبان، بيان و سبک نويسندگان قديم، به‌ويژه نويسنده متن مورد نظر، مي‌تواند ضبط اصيل را از غير اصيل بازشناسد.

٣/٣. تصحيح بينابين

تصحيح به شيوه «بينابين» در حقيقت آميزه‌اي از روش «نسخه اساس» و «التقاطي» است. اين شيوه در جايي كاربرد دارد كه نسخه ترجيح داده شده بر نسخه‌هاي ديگر، آن‌قدر ممتاز نيست که به‌طور مطلق «اساس» قرار گيرد و آن‌قدر نيز غير ممتاز نيست که هم‌پايه ديگر نسخه‌ها قلمداد شده و شيوه تصحيح «التقاطي» کارگر باشد. در اين شيوه، يک نسخه به‌عنوان «اساس نِسبي» و نه «اساس مطلق»، مبنا قرار مي‌گيرد؛ لذا، به ‌اندازه شيوه «تصحيح بر مبناي نسخه اساس» بر حفظ ضبط اساس پا‌فشاري نمي‌شود.

بنابراين، شيوه بينابين، از قوت «اجتهاد» در روش التقاطي، «احتياط» در شيوه تصحيح بر مبناي نسخه اساس و دقتي روش‌شناختي كه براي حركت در مرز دو شيوه پيش‌گفته لازم است؛ بهره خواهد برد.

٤/٣. تصحيح قياسي 

شيوه تصحيح «قياسي» بيشتر در جايي کاربرد دارد كه تنها يك نسخه از اثري باقي‌ مانده و آن‌هم چندان مضبوط نيست. در اين روش، پژوهشگر از قوّه حدس و قياس در تشخيص ضبط‌هاي صحيح بهره مي‌برد. روشن است كه اين توانايي براي حدس، در سايه تمرين در متن‌پژوهي به‌دست مي‌آيد. در مواردي هم كه شيوه كلي تصحيح متن، بر مبناي نسخه اساس يا التقاطي يا بينابين است ولي ضبط هيچ‌يک از نسخه‌ها صحيح نيست، لازم است که در همان محدوده به تصحيح «قياسي» دست زد. البته اين‌گونه حدس و قياس از جنس همان «اجتهاد علمي» است كه در تصحيح «التقاطي» مطرح شد و مبناي ذوقي و دلخواه ندارد. به همين سبب «قياسي» نيازمند شايستگي، تخصص، تکرار و تمرين بسيار، احتياط و دقت فراوان است؛ بنابراين، حتي مصححان و محققان كاردان، در صورت امکان از روش پرهيز کرده و فقط در هنگام ضرورت اين شيوه را به‌کار مي‌بندند.

در پايان، با توجه به‌ کاربردهاي هر يك از چهار شيوه پيش‌گفته، مصحح در مواجهه با يك متن، مختار نيست؛ بلكه تنها يك شيوه، با آن متن تناسب خواهد داشت. هنر مصحح در آن است كه در ابتدا با دقت در متن و نسخه‌شناسي آن، شيوه متناسب را انتخاب نموده و در مرحله بعد با توجه به شرايط متن، به پاره‌اي تصرفات در آن شيوه و اجتهادِ روشْ‌شناختي دست يازد.