علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٠٤
شيطان قرار گرفت که از همه آنها سرافرازانه بيرون آمد.[٢٤٥] بايد توجه داشت که همه انسانها در يک درجه ايماني قرار ندارند و برخي از بندگان تحمل مقاومت در برابر مکر شيطان را نداشته و بهراحتي تسليم او ميشوند؛ لذا، يکي از خواستههاي هميشگي از خداوند بايد دور شدن شيطان باشد. نزديک شدن شيطان باعث راحتي و تأثيرگذاري بيشتر فعاليت منفي او ميشود. سوره زخرف اشاره به بندگاني فريبخورده دارد که در دنيا قرين شيطان بودهاند.
حَتىَّ إِذَا جَاءَنَا قَالَ يالَيتَ بَينىِ وَ بَينَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَينْ فَبِئْسَ الْقَرِين.[٢٤٦]
تا زمانى كه (در قيامت) نزد ما حاضر شود مىگويد: ايکاش ميان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود چه بد همنشيني بودى![٢٤٧]
آرزوي بيثمر چنين بندگاني در قيامت اين است که ايکاش در دنيا از شيطان دور بودند. ناپيدا بودن[٢٤٨] و تفاوت خلقت شيطان[٢٤٩] باعث نزديکتر شدن و حتي نفوذ او در سينه بندگان ميشود تا جايي که ميتواند به رگهاي انسان نيز وارد شود؛ در حالي که بشر هيچ تسلطي بر او ندارد.
جَعَلْتَ لَنَا عَدُوّاً يكِيدُنَا، سَلَّطْتَهُ مِنَّا عَلَي مَا لَمْ تُسَلِّطْنَا عَلَيهِ مِنْهُ، أَسْكَنْتَهُ صُدُورَنَا، وَ أَجْرَيتَهُ مَجَارِي دِمَائِنَا.[٢٥٠]
براى ما دشمنى قرار دادى كه با ما نيرنگ مىكند و او را بر ما تسلطى دادى كه ما را به آن اندازه بر او سلطه نيست، او را در دلهاي ما جاى دادى و در مجارى خونمان روان كردى.
در اين فراز امام٧ به زيبايي نزديک بودن شيطان را به تصوير کشيدهاند. قرآن کريم لطف و هدايت الهي را از رگ گردن به فرد نزديکتر ميداند[٢٥١] ولي در اين فراز، رگها نهايت نفوذ شيطان، معرفي شده است. پس هدايت الهي نسبت به گمراهي شيطان به بندگان نزديکتر است و انسان نميتواند نزديکي شيطان را سبب اصلي و توجيهکننده انحراف خود
[٢٤٥]. ر.ک: ص، ٤٤.
[٢٤٦]. الزخرف، ٣٨.
.[٢٤٧] ترجمه همه آيات قرآن در اين نوشتار از آقاي عبدالمحمد آيتي است.
[٢٤٨]. الاعراف، ٢٧ Gإِنَّهُ يرَئكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيثُ لَا تَرَوْنهُمْ F.
[٢٤٩]. الاعراف، ١٢ G قالَ أَنَا خَيرٌ مِنْهُ خَلَقْتَني مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينF.
.[٢٥٠] صحيفه سجاديه، دعا ٢٥، ص١٢٢.
[٢٥١]. Gوَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِF. ق، ١٦.