علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٩

گروه سوم، تفسيرهاي متأخر مانند تفسير عبده، سيد قطب و طنطاوي است. آنان اعتنايي به آراي تفسيري حجج الهي نداشته و بر اساس ذهنيات خويش به شرح کلام خداوند پرداخته‌اند. روش آن‌ها مورد تأييد قرآن کريم و اهل بيت: نيست و از اين رو، اعتباري ندارند.

آيت‌الله مروّجي، مخالفان اهل بيت: را مصداق آيه ١٣ سوره مائده مي‌داند:

Gوَ نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَى خَائِنَةٍ مِنْهُمْF

بخشي از آنچه را به آن‌ها گوشزد شده بود فراموش كردند و هر زمان به خيانتي از آن‌ها آگاه مي‌شوي.

مرحوم مروّجي طبسي، همه بحث‌هاي قرآني را با روايات معصومان: همراه کرده و حتي در کتاب‌هاي کلامي خود نيز انديشه‌هاي اسلامي را به قرآن و حديث مستند مي‌کند. به‌عنوان نمونه در نقد صوفيه از ١٥ حديث بهره مي‌گيرد.[٢٩] وي مباحث علوم قرآني را به حديث اهل بيت: مستند کرده و در برخي از بحث‌ها، بدون استفاده از حديث، نظري را گزينش نمي‌کند. ايشان در تعريف «قرآن» به تعاريف گوناگون متکلمان، اصوليان و اديبان اشاره کرده و هيچ‌يک را تعريف حقيقي قرآن کريم نمي‌داند. به نظر او تعريف حقيقي قرآن با احاطه به اين کتاب امکان دارد و اين احاطه، تنها در اختيار پيامبر٩ و امامان معصوم: است. وي کامل‌ترين تعريف عالمان سني درباره قرآن را اين‌گونه گزارش مي‌کند:

قرآن، لفظ نازل شده بر پيامبر٩ است که با تواتر از ايشان نقل شده و ديگران به تلاوت آن متعبّد شده‌اند.

نگارنده خلاصة البيان، اين تعريف را کامل نمي‌داند و معتقد است که اين بيان، ماهيت قرآن را آشکار نمي‌سازد؛ بلکه شايد بتوان اين تعريف غير حقيقي را از روي مجاز و توسّع، فقط يک تعريف لفظي دانست.

٤. حجيت ظهور

آيت‌الله مروّجي طبسي در مقدمه‌اش بر خلاصة البيان، ظاهر قرآن را همان معنايي دانسته


[٢٩]. ر.ک: ذرايع البيان، ج٢، ص٣٠.