علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٤٣
٢/١. مواد و منابع فرعي
كتابهايي هستند كه همان الفاظ و عبارات متن مورد پژوهش و يا مضامين و محتويات آن را در خود جاي دادهاند؛ مانند تفسير «مجمع البيان» که در حقيقت، نتيجه تنظيم مجدد و تتميم تفسير «التبيان» شيخ طوسي; است؛ بنابراين، بسياري از عبارتها و محتواي اين دو تفسير با يکديگر مشترکاند و اگر بخواهيم به تصحيح يكي از اين دو بپردازيم، تفسير ديگر بهعنوان منبع فرعي و كمكي داراي اهميت است. نمونه ديگر اينکه اگر در تصحيح «رياض العلماء» در قرائت و ضبط برخي عبارات ترديدي به وجود آمد، ميتوان با مراجعه به «روضات الجنّات» از ضبط و قرائت مرحوم خوانساري; بهره برد؛ چراکه صاحب روضات، استفاده و تأثيرپذيري فراواني از متن رياض العلماء داشته است. همچنين در تفسير شيخ ابوالفتوح رازي، تفسير تبيان و تفسير طبري بهخاطر وجود مشترکات محتوايي، کارايي خوبي دارند.
آثار ديگرِ يك نويسنده نيز، در تصحيح متن مؤثر است. براي مثال در ضبط و تصحيح سندهاي «الفهرست» شيخ طوسي; لازم است که اسانيد «تهذيب الاحکام» و ديگر كتابهاي شيخ الطائفه را در نظر داشت.
همچنين برخي تصحيحهاي گذشتگان بر منابع کهنتر، ميتواند در تصحيح امروزي آن کتاب کارايي داشته باشد؛ بهعنوان نمونه، ميتوان به تصحيح نسخه کتاب «شفاء» ابنسينا که توسط ميرداماد انجام شده، اشاره کرد.
٢. شايستگي مصحح
تصحيح و تحقيق متون حديثي کار هر کس نيست؛ بلکه مصحح بايد توان و شايستگي علمي مطلوبي را براي تصحيح داشته باشد. مصحح کتاب حديث بايد در ادبيات عرب، تاريخ، کلام و دانشهاي زيرمجموعه حديث، متبحر باشد؛ بنابراين، مصحح متون ديني بايد در سه زمينه اطلاعات كافي داشته باشد:
نخست؛ دانش و مهارت نقد و تصحيح متون و برخي رشتههاي مرتبط به آن، مانند نسخهشناسي. دوم، تاريخ فرهنگ و ميراث مسلمانان و انواع عناصر، عقايد و جريانهاي ديني، اجتماعي، سياسي و ... كه در شكلگيري تاريخ فرهنگي جهان اسلام داراي اثر بوده است. از سوي ديگر، افزون بر انگيزههاي مذهبي، تعصبات قومي، قبيلهاي و نژادي نيز در ضبط و صورت نسخهها اثر گذاشته است؛ بنابراين، آگاهي از جريانهاي فرهنگي و سياسي زمان و مکان کتابت