علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٧٨
ديگر بهصورت جمع مؤنث آمده است که در اين صورت، ديگر اختصاص داشتن آيه به همسران بيمعناست؛ بنابراين، آيه تطهير با آيات ديگر، از نظر موضوع و ظاهر، هيچ وحدت سياقي ندارد.
رواياتي از پيامبر ٩شده که بر اختصاصي بودن نزول آيه درباره اصحاب کساء و همچنين پذيرش خمسه طيّبه در جمع اهل بيت،[١٨١] تصريح ميکند و دلالت بر نفي ارتباط سياقي اين آيه با آيات ديگر دارد. البته برخي عالمان، استفاده از سياق آيات را در قرآن معتبر ندانسته و تفاوت در ترتيب نزول و ترتيب مصحف را دليل آن ميدانند.[١٨٢] بر اساس اين نظريه، قرار گرفتن آيهاي در ضمن آيات ديگر، بهتنهايي نميتواند وابستگي صددرصدي آن را با آيات قبل و بعد اثبات کند. از سوي ديگر، تمسك به سياق در مقابل نص، اجتهاد در مقابل نص است؛ پس با وجودِ نصوص صريح و قطعي (با بيش از ٧٠ سند) در منابع فريقين، ديگر براي «سياق» اعتباري باقي نميماند.[١٨٣] به عبارت ديگر تمسك به سياق در مقابل نص، تمسک به مدلول ظني در برابر مدلول يقيني و يا دستِکم، تمسک به ظاهر در مقابل اظهر است.
در مقابل، برخي ميگويند که اگر بپذيريم اين آيات سياق واحدي ندارند؛ در آن صورت، با قرار گرفتن آيه تطهير در اين ميان، ارتباط صدر و ذيل آيات قطع ميشود، درحاليکه هيچ کدام از مردم عرب، چنين سخن نميگويد؛ چه رسد به خداوندي که از روي حکمت سخن ميگويد.[١٨٤] پاسخ اين است که برخلاف نظر آنها، در كلام بليغان و فصيحان، استفاده از «جملههاى استطراديه» رايج است. اينكه يک گوينده بليغ در کلام خود، از يك خطاب، به خطاب ديگر برود و دوباره به خطاب اول بازگردد، امري عادي است.[١٨٥] جمله استطراديّه؛ يعنى اينکه در حالى كه گوينده با شخص يا جماعت خاصى سخن ميگويند، روي خطاب را از آنها برميگرداند و جمله ديگري را براي بهرهدهي مقصود ديگر ميگويد و سپس سررشته سخن را به همان گروه اول بازميگردانند. از سوي ديگر، يکي از روشهاي ويژه قرآن نيز
[١٨١]. ر.ک: مفاتيح الغيب، ج٢٥، ص١٦٨؛ انوار التنزيل، ج٤، ص٢٣.
[١٨٢]. اطيب البيان، ج٣، ص٢٧.
[١٨٣]. امام شناسي، ج٣، ص٢١٨.
[١٨٤]. تاملي در آيه تطهير، ص٥٣ برگرفته از سايت http://ketabnak.com در تاريخ ٢٨/١٠/١٣٩٤.
[١٨٥]. مجمع البيان، ج٨، ص٥٨٠.