علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٤٧
هر متني ويژگيهاي بيروني و دروني گوناگون و سرگذشت منحصر به فردي دارد؛ لذا، بيشتر متنها را نميتوان بهصورت دقيق، در يكي از چهار قالب روشي جاي داد؛ بلكه بايد به تناسب متن، قدري روش را منعطف ساخت. به همين جهت، هر مصحح بايد در روششناسي تصحيح نيز صاحبنظر باشد؛ همانگونه كه بايد هر فقيه، اصولي نيز باشد. بر اين اساس روشن ميشود كه چهار روشِ بيان شده، در حقيقت روشهاي «مادر» و كلي هستند؛ اما به تعداد و به تناسب ويژگيهاي هر متن، يک شيوه تصحيح وجود دارد!
نکته مهم اينکه؛ يك معناي كليدي كه در همه شيوهها نفوذ و اشراف دارد «امانت» است كه از مفهوم تصحيح متون منتج ميشود؛ زيرا، مصحح تنها يک گزارش کننده بوده و فقط در محدودهاي حق تصرف دارد كه متن موجود را از آنچه هست به نوشته نويسنده اصلي نزديكتر گرداند. البته، محدوده مفهوم «امانت» نسبت به دستنوشتهاي متفاوت، افزايش و کاهش مييابد؛ براي نمونه، اگر در يك دستنوشت فارسي مربوط به سده پنجم هجري حتي برخي از ريزترين و باريكترين ويژگيهاي رسمالخطي هم بايد توسط مصحح حفظ و گزارش شود، در حالي كه در بيشتر نسخههاي پس از عصر صفويه چنين دقتي لازم نيست؛ زيرا، بيشتر ويژگيهاي رسمالخطي اين دوران اهميت متنشناختي ندارند. يكي از متداولترين موارد بيتوجهي به اصل امانتداري، در چاپ و نشر متون كهن، بيمبالاتي در گزارش «شكل» و «اعراب» موجود در دستنوشتهاي قديمي است. بهعنوان نمونه، چاپ زيبا و محققانهاي از کتاب «الارشاد» شيخ مفيد; با تلاش يكي از مراکز معتبر تراثي انتشار يافته است؛ دو نسخهاي که در اين تصحيح مورد استفاده قرار گرفته، داراي اعراب بوده؛ اما متأسفانه اين مرکز، در نسخه چاپي، بيشتر کلمات را بدون اعراب گزارش کرده است. شرط امانت آن بود كه شکل صحيح و سقيم اعرابها را در همهجا، گزارش كنند.
بخش سوم: مقدمات تصحيح و تحقيق
پس از شناخت عناصر اصلي و مؤثر در تصحيح متن، لازم است پژوهشگر با راههاي شناسايي نسخههاي خطي، شيوه ارزيابي آنها براي تشخيص نسخه مادر، چگونگي قرائت و استنساخ، ثبت حواشي نسخه، رسمالخط و دستور زبان آن در تصحيح، آشنا شود.