علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٤٥

- تنها در صورتي مي‌توان از ضبط نسخه «اساس» انصراف داد كه فساد و نادرستي آن يقيني باشد؛ وگرنه به‌صِرفِ ضعف ضبط «اساس» و قوت نسخه ديگر نمي‌توان ضبط اساس را رها کرد.

- هرگاه به کاستي و نادرستي نسخه «اساس» يقين شد، ضبط نسخه‌اي جانشين آن مي‌شود كه در «رده‌بندي اعتباري» نسخه‌ها، بالاتر و معتبرتر تشخيص داده شده باشد. اگر ضبط نسخه دوم نيز فاسد بود، به نسخه‌اي مراجعه مي‌شود كه در رده‌بندي، مقام بعدي را دارد و به همين ترتيب از شيوه «الأهمّ فالأهمّ» پيروي نمود.

٢/٣. تصحيح التقاطي

وقتي كه هيچ نسخه مضبوط و معتبري از متن مورد نظر وجود نداشته باشد و هيچ‌ نسخه‌اي از نظر ضبط، اتقان، صحت و اصالت، برتري كلي بر ديگر نسخه‌ها نداشته باشد، نمي‌توان از شيوه «تصحيح بر مبناي نسخه اساس» استفاده كرد؛ چراکه دست‌کم يک نسخه بايد شايستگي «اساس» بودن را داشته باشد. در چنين مواردي مصحح بايد از ميان نسخه‌هاي مختلف و با اجتهاد عالمانه، ضبطي را كه تناسب بيشتري با ذهن، زبان و موضوع مورد نظر پديدآورنده دارد، انتخاب کرده و در متن قرار دهد. اين شيوه را «تصحيحِ التقاطي» ناميده شده كه از التقاط و آميختن چند نسخه غير ممتاز، يك متن نسبتاً مضبوط فراهم مي‌شود.

 در براي استفاده از اين شيوه لازم است به چند نکته توجه شود:

 نخست؛ منظور از «اجتهادِ عالمانه»، ذوق و پسند شخصي و يا ترجيح بدون دليل نيست؛ بلكه به‌كار بستن و به‌دست آوردن قرينه‌ها و دلايل قابل اعتمادِ محتوايي، زباني و سبك‌شناختي است كه نشان دهد احتمال اصالت كدام ضبط بيشتر بوده و ضبط چه نسخه‌اي با زبان، سبك نوشتار و موضوع مورد نظر نويسنده تناسب بيشتري دارد.

 دوم؛ تصحيح التقاطي، به‌خاطر ايجاد دامنه وسيع براي اجتهاد علمي، نيازمند دقت، شايستگي، احتياط، زمان بسيار و جست‌و‌جوي فراوان در منابعي است كه در راستاي انتخاب ضبط صحيح، قرينه‌اي کوچک را در اختيار مصحح قرار دهد.

 سوم؛ تصحيح التقاطي غير از تصحيح «ذوقي» و بي‌منطق است. ذوق و دريافتي كه در تصحيح التقاطي دخالت مي‌كند؛ ذوق تربيت شده و فرهيخته‌اي است كه بر اثر تمرين در