علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٤٠

تصحيح متون در جهان اسلام مبتني بر شيوه‌هايي است که مسلمانان در جمع‌آوري و کتابت قرآن کريم از آن بهره گرفتند؛ بنابراين، سرچشمه اصلي توجه به تصحيح متن در ميان مسلمانان، رويکرد آن‌ها به جمع‌آوري و تدوين کتاب مقدس خود؛ يعني قرآن کريم بود.

پس از رحلت رسول خدا٩، ميان مسلمان درباره نوشتن يا ننوشتن احاديث، اختلاف ‌نظرهايي پديد آمد. مخالفان کتابت حديث که قدرت سياسي را نيز در دست داشتند، تا چند دهه توانستند از نگارش حديث جلوگيري کنند. سرانجام در حدود سال ١٠٠ هجري و دوره حکومت عمر بن عبدالعزيز، اجازه رسمي براي تدوين احاديث صادر شد.[٧٩] کتابت حديث پس از يک قرن توقف، در قرن دوم هجري به‌سرعت رو به گسترش نهاد. جامعه اسلامي در آن عصر، هم به لحاظ گستردگي فتوحات و هم از نظر رويارويي فکري با انديشه‌هاي ساير ملل، نيازمند گسترش فرهنگ و تمدن خويش بود و اين گسترش در آن روزگار بيشتر از طريق کتاب و کتابت فراهم مي‌گشت که در اين بين، نوشتن کتاب‌هاي حديث، رونقي مضاعف يافت. اين جريان به‌گونه‌اي بود که ورّاقان و کاتبان به‌عنوان متوليان اصلي کتابت، به يک طبقه اجتماعي تبديل شدند. گسترش کتابت و افزايش چشم‌گير آثار مکتوب از يک طرف، سرعت تحولات فرهنگي را افزايش داد؛ اما از سوي ديگر، خطري جدي را متوجه بنيان‌هاي فکري اسلام کرد. اين چالش مهم، تصحيفات و تحريفاتي بود که ممکن بود به‌مرور زمان در آثار مکتوب حديثي به ‌وجود آيد. در چنين شرايطي دانشمندان مسلمان برآن شدند که با ايجاد قوانين و مقرراتي در حوزه کتابت، جلوي تحريف و تصحيف در مکتوبات را بگيرند. به همين دليل، تلاش کردند روش‌هايي قاعده‌مند براي جلوگيري از تغيير و فساد در متن را به‌کار گيرند. اين روش‌ها به‌تدريج کامل‌تر شد و متناسب با هر زمان و مکان با هم تفاوت‌هايي داشت. اين روش‌هاي توثيق درواقع صورت ابتداييِ دانش تصحيح در تمدن اسلامي را بنيان نهاد.[٨٠]

تحقيق و تصحيح متون حديثي شيعه از همان دوران صدور حديث در جريان بوده و راويان به ضبط دقيق کلمات موجود در احاديث اهتمام ويژه داشتند. در متون كهن حديث شيعه بارها با عبارت (و در نسخه ديگر چنين آمده) مواجه مي‌شويم. به‌عنوان نمونه، سيد رضي در


[٧٩]. ر.ک: همان، ص١١-١٣.

[٨٠]. براي مشاهده تفصيلي اين بحث، رجوع کنيد به کتاب «زمينه‌هاي پيدايش و تطور دانش تصحيح متن در جهان اسلام».