علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٣٧

در اين بخش، کليات تصحيح متون مانند معناي تصحيح، ضرورت، فايده و تاريخچه تصحيح بيان مي‌شود.

١. معناي تصحيح و تحقيق

اصلاح خطاهايى كه در طول زمان، به‌وسيله كاتبان در تحريرها و استنساخ‌هاى مختلف يک كتاب راه يافته را تصحيح گويند.[٧١] تصحيح در حقيقت، برطرف کردن خطاهاى نسخه نويسان است نه نويسندگان. به همين دليل، مصحح در قبال متن، نه ويراستار علمي است و نه منشي و نويسنده؛ بلکه اميني است که مي‌کوشد غبار تصرفات کاتبان گذشته را از چهره يک اثر بزدايد.[٧٢] البته برخي محققان معتقدند كه مصحح بايد سهو و اشتباه نويسنده را هم در همان متن اصلاح نمايند ولي ضروري است که متن اصلي را در حاشيه يا پاورقي، گزارش کند.[٧٣] در نتيجه، حاصل تصحيح، به‌ وجود آمدن نسخه‌اي است که از نظر لفظ و معنا با نسخه مؤلف يکسان و يا دست‌کم نزديک باشد.[٧٤]

تصحيح‌هاي استاد علي‌اکبر غفاري; بر «کتاب من لا يحضره الفقيه» و «خصال» شيخ صدوق;، نمونه‌هاي خوبي از تصحيح است. تصحيح جديد کتاب کافي توسط پژوهشگران مؤسسه دارالحديث نيز نمونه ديگري از تصحيح متون است.

تحقيق، عبارت است از به‌روزسازى كتابى كهن از نظر شكل و محتوا به‌طوري که براي نسل حاضر قابل استفاده باشد. به‌روزکردن، شامل آدرس‌دهي، اعراب‌گذاري، ويرايش، توضيحات و ... است. تحقيق كتاب «سليم بن قيس هلالي» به‌وسيله آقاي محمد انصارى زنجانى، تحقيق کتاب «مسائل علي بن جعفر» و همچنين کتاب «قرب الإسنادِ حميري» توسط مؤسسه آل‌البيت: و «نوادر» احمد بن محمد بن عيسى‌ اشعرى قمى، نمونه‌هايي از تحقيق هستند.[٧٥]


[٧١]. مثلاً دانش‌پژوهي نسخه‌اي از يک کتاب را براي خود مي‌نوشته و در آن اشتباهاتي در نوشتن رخ داده است؛ بنابراين، هرچه عمر کتاب‌ها بيشتر شود احتمال اشتباه در آن بيشتر است. تصحيح به‌معناي اصلاح اشتباهات کاتب است، نه اشتباهات مؤلف. البته بيشتر نويسندگان، براي جلوگيري از اشتباه يا کاهش خطا، پس از نوشتن احاديث، آن‌ها را با نسخه اصلي مقابله مي‌کردند.

[٧٢]. ر.ک: راهنماي تصحيح متون، ص١٣.

[٧٣]. ر.ک: تحقيق التراث العربي؛ منهجه و تطوره، ص٢٢١.

[٧٤]. ر.ک: راهنماي تصحيح متون، ص١٣.

[٧٥]. يادآوري مي‌شود که مقوله «بازسازي متون» از تصحيح و تحقيق جداست. بسياري از کتاب‌هاي حديثي کهن، از بين رفته و هيچ نسخه‌اي از آن، در دسترس نيست؛ اما با توجه به آن‌که برخي از اين آثار جزو مصادر و منابع اصلي حديث بوده‌اند، گزارش‌هايي از آن‌ها در منابع ديگر، يافت مي‌شود. برخي محققان به گردآوري بخش‌هاي پراکنده باقي‌مانده از اين‌گونه کتاب‌ها پرداخته که آن را بازسازي متن اصلي مي‌گويند. بازسازي فهرست ابن وليد، ابن بُطّه، ابن قولويه و ... که توسط مهدي خداميان آراني انجام گرفته، نمونه‌هايي از اين فعاليت حديثي محسوب مي‌شود. براي بازسازي اين متون، از منابع زير مي‌توان بهره جست:

کتاب‌هاي اجازات؛ از اين طريق، کساني که متن مورد نظر را روايت کرده‌اند، مشخص مي‌شود.

کتاب‌هاي ديگر آن مؤلف؛ به‌طور معمول، مصنفان از کتاب‌ها و آثار ديگر خود مطالبي را نقل کرده و يا اطلاعاتي از آن‌ها ارائه مي‌دهند.

کتاب‌هاي شاگردان و شاگردانِ شاگردان صاحب کتاب.

کتاب‌هايي که در موضوعِ کتاب مفقود نگاشته شده به‌ويژه کتاب‌هاي متأخر از آن.

کتاب‌هاي نوشته شده پيرامون آن کتاب مانند شرح‌ها، تلخيص‌ها، ترجمه‌ها.

کتاب‌هايي که سرگذشت آن مصنف را بيان کرده‌اند؛ زيرا در برخي موارد، چنين کتاب‌هايي برخي متون آن کتاب را ذکر کرده‌اند.

کتاب‌هاي تخريج حديث.

فهرست‌نامه‌ها و دانش‌نامه‌ها.