علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٢٣
٦. امکان دستيابي به تأويل قرآن
بر اساس ديدگاه آيتالله مروّجي طبسي در مقدمه خلاصة البيان، قرآن کريم، داراي سه مرتبه از فهم است. نخست، فهم ظهور قرآن که با بهرهگيري از قواعد رايج ادبيات عرب، براي همگان ممکن است. دوم، تفسير قرآن که نياز به دانشهايي همچون حديث و قواعد تفسير دارد. سوم، تأويل که ابزار آن در اختيار پيامبر و امامان: بوده و ديگران ميتوانند از ايشان فرا گيرند. هنگاميکه خدا، قرآن را بر پيامبرش نازل کرده، تأويل آن را نيز به او آموخته است؛ وگرنه هدف الهي از انزال قرآن کريم، محقَّق نميشود. در هر زمان، کسي که آگاه به تأويل قرآن باشد، وجود دارد تا قرآن هميشه کارايي داشته باشد. آيهG وَمَا يعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَاF[٣٧] به صيغه مضارع آمده و بر حضور هميشگي تأويلکنندهاي در ميان مردم دلالت دارد.
مرتبه تفسير و تأويل نيز ذيل آيه پيشگفته قرار دارد. بر اساس اين آيه، تفسير قرآن، ويژه پيامبر و امامان: است و ديگران با يادگيري دانشهاي اهل بيت: و نيز با شرط تأدّب به آداب ايشان ميتوانند بدان دست يابند. مدلول ديگر آيه، تأويل است که ويژه پيامبر و اهل بيت: بوده و به ديگران نيز ميآموزند؛ اما افشاي آن جايز نيست. مدلول روايت «انّما يعرف القرآن من خوطب به»[٣٨] چند چيز است. نخست اينکه تفسير و تأويل، شأن پيامبر و امامان: است. دوم اينکه اگر کسي بخواهد اين دو مرتبه از فهم قرآن را بياموزد، بايد به سراغ ايشان رفته و در همين مسير، به فهم فراتري دست يابد.
پيامبر٩ براي ابن عباس چنين دعا فرمودند:
الّلهم فقّهه في الدين و علّمه التأويل[٣٩]
اين عبارت نشان ميدهد که دستيابي به تأويل براي غير معصومان ممکن است؛ وگرنه اين دعا، جايگاهي نخواهد داشت. از سوي ديگر، اين دعا نشان ميدهد که براي رسيدن به تأويل بايد از مسير اهل بيت: گذر کرد. در برابر، تأويل عرضي، ممنوع بوده و تنها تأويل
[٣٧]. همان.
[٣٨]. الکافي، ج٨، ص٣١٢.
[٣٩]. مجمع البيان، ج١، ص٢٧.