علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١١
محمدرضا را اهل شبزندهداري، تضرّع، مناجات و دعا کرد. بعدها که عالم ديني شد، با ديگران به نيکويي معاشرت ميکرد که گزارشهاي متعددي از تواضع، سعهصدر، عزتنفس، احترام به بزرگان، مهرباني با کودکان، حيا و صبر وي گزارش شده است.[٢]
آيتالله مروّجي طبسي از آغاز نهضت اسلامي در ايران، به همراه عدهاي ديگر از عالمان نجف با صدور اعلاميه، ضد حکّام پهلوي، آشکارا به حمايت از انقلاب اسلامي برخاست.[٣] او پس از تبعيد امام خميني١ به عراق، تا ٤٠ کيلومتري نجف به استقبال ايشان رفت و با تعطيل کردن نماز جماعت خود، در نماز جماعت حضرت امام شرکت کرد. وي تا آخرين لحظات عمر، حمايت از امام خميني١ را حمايت از امام زمان٤ ميدانست. او در دوران دفاع مقدس، طي نامهاي به نوهاش در جبهه، مينويسد:
... دماغ صدّام را به خاک و خون بماليد که پس از تصفيه عراق و نصب عَلَم و پرچم دولت جمهوري اسلامي، تصفيه بيتالمقدس بنماييد و اين محل شريف را از جماعت عنود يهود، پاک و پاکيزه نماييد و پرچم شريف جمهوري اسلامي را نصب بنماييد.[٤]
محمدرضا مروّجي طبسي در شب ٢٥ ربيع الاول ١٤٠٥ قمري برابر با بيست و هشتم بهمن سال ١٣٦٣ شمسي رحلت کرد و خبر آن از طريق روزنامهها و صداوسيماي جمهوري اسلامي منتشر شد. پيکر اين عالم رباني پس از تشييع باشکوه در بقعه ٣٨ صحن حرم حضرت معصومه٣ آرام گرفت.[٥]
٢. جايگاه علمي
آيتالله شيخ محمدرضا طبسي، تحصيلات حوزوي خود را پيش از پانزدهسالگي آغاز کرد. او ادبيات و برخي از درسهاي آغازين حوزه را در طبس، نزد پدرش؛ شيخ عباس و سيد محمدعلي؛ معروف به «ميرزا جعفر» فرا گرفت. سپس به امر پدر در سال ١٣٣٧ قمري راهي
[٢]. ر.ک: منية الراغب، ص١١؛ نگرشي کوتاه بر زندگي پربار حضرت آيتالله طبسي، ص٦؛ فقيه خراسان، ص٣٧.
[٣]. ر.ک: نهضت روحانيون ايران، ج٣، ص٢٧٦.
[٤]. نگرشي کوتاه بر زندگي پربار حضرت آيتالله طبسي: ص٣٤ و ٣٦.
[٥]. ر.ک: فقيه خراسان، ص٣١٩.