صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٧ - نابود كردن اسلام با اسم «اسلام»
مشهد؟ مگر دائماً صحبت از عدالت اسلامى و عدالت چه نمىكرد؟ مگر نمىگفت حضرت عباس مرا در يك قضيهاى نجات داد؟ مىگفت اينها را. اينها يكى از قدرتهاى [آنهاست]. واقعاً قدرت است. قدرتهاى بزرگى كه دارند اين است كه همچو با جدّى، بدون اينكه هيچ پرده حيايى در كار باشد، جدّاً مىگويند كه اين كار را خدا كرده است اين كار را. دنبال خدا هستيم. ما هم دنبال چه هستيم كه شايد شماها هم اگر يك وقتى ببينيد، باورتان بيايد. خيلىها باورشان آمده بود: خوب، يك شاهى است كه دارد مىگويد «قرآن» و دارد مىگويد «اسلام» و دارد مىگويد چه. خوب، چه كارش داريد؟ ما مدتى بايد زحمت اين را بكشيم كه آن چهره دوم اين را به مردم بفهمانيم. اين يك چهره است، يك چهره با اسم قرآن و اسم خدا و اسم نهج البلاغه و اسم اينها بيايد توى ميدان [كه] خطرناك است. ما اگر بتوانيم آن چهره دوم اين جمعيتها را، آن چهره دوم امثال محمد رضا را به مردم معرفى كنيم، آن وقت ما پيروز مىشويم و اين در قضيه محمد رضا شد؛ چهره دومش را به قاعده نشان داد.
ما در هر قصهاى كه واقع مىشويم، مىبينيم كه روحانيت هدف است. محمد رضا هم در نطقهايى كه كرده بود و مىكرد، اينها را ارتجاع [مىناميد، مىگفت:] «اينها عمّال ارتجاعند.» حتى اينها مىگفتند: «اينها عمّال انگليسها هستند.» اين را من خودم با گوشم، در يك اتومبيلى كه در تهران يك وقت نشسته بودم، ديدم كه آن يكى به آن مىگويد- ما سه نفر بوديم كه معمّم بوديم- گفت من مدتهاست اين، اين هيكلها را نديدهام. اينها را انگليسها درست كردند در نجف و قم براى اينكه ملت ما را چه بكنند. ما در آن دوره عمّال انگليس بوديم و ارتجاعى! الآن هم ما ارتجاعى هستيم! الآن هم روحانيين ما ارتجاعىاند! روشنفكرها آنهايند!
در تمام مدتى كه رضا خان آمد و كودتا را بپا كرد، تا آخر آنكه ايستاد مقابلشان و مشتش را گره كرد، همين، همين مرتجعين بودند، همين آخوندهاى مرتجع بودند، همينها قيام كردند بر ضد او، همينها روشنگرى كردند براى مردم و مردم را خواستند بفهمانند [واقعيت] چيه. اينها از اين جمعيت لطمه خوردند و مىخواهند مردم را از اينها جدا