صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩ - كارشكنى مستكبران در تحقق مكاتب توحيدى
از اولى كه مذهبها در عالم پيدا شده است جفتش يك طاغوتى يا طاغوتهايى هم بودهاند، و صاحبان مذاهب كوشش كردند براى اينكه مردم را آدم كنند. اين انسانى كه اگر سر خود باشد از همه حيوانات سركشتر و بدتر است. انبيا از اول خدا فرستاده كه اينها را از آن سركشى بيرون بياورند و مهار كنند. لكن انبيا هم آن طورى كه مىخواستند موفق نشدند. مع ذلك همان مقدارى هم كه موفق شدند، الآن سلامت دنيا هر جا باشد به تابع مذاهب است كه هست. الآن هم تودههاى مردم در هر جا، آنجاهايى كه كليمى هستند تودههاشان، نه آن سران، آنجايى كه مسيحى هستند تودههاى مردم، نه سرانشان، آنجايى كه مسلمين هستند، همين طور تودههاى مردم باز از باب اينكه يك مقدارى از تعليمات انبيا را به آن تعهد دارند، باز اين سلامتى كه در دنيا هست، كه اگر نبود اين كوشش انبيا، بدتر از همه حيوانات به هم مىريختند، اين سلامتى كه الآن در دنيا هست، اين مقدارى كه هست كه اگر سران را بشود مهار كرد، ساير مردم سلامتند. اين باز هم همين مقدار از سلامت كه هست در اثر كوشش انبياست. كوشش انبيا اسباب اين شده است كه در هر مذهبى و ملتى افراد بسيار زيادى هستند كه به واسطه قبول كردن مذهب انبيا را، از بسيارى از جناياتى كه بشر، اگر همين طور بود مرتكب مىشد، آنها مرتكب نمىشوند. اين براى كوشش انبياست. اگر اين كوشش از انبيا نبود آن وقت معلوم مىشد چه خبر است اين دنيا.
و ما مع الأسف تا كنون در هيچ عصرى نديديم كه مردم به اسلام آن طورى كه هست آشنا باشند.
شما گمان نكنيد كه الآن هم ما باز يك مملكت اسلامى داريم به معناى حقيقىاش.
اسلام اگر تحقق پيدا بكند ان شاء اللَّه آن وقت شما خواهيد ديد كه با مسيحيّين، با ساير اقوام چه خواهد كرد و با آنها با چه سِلمى، با چه مسالمتى، با چه محبتى رفتار خواهد كرد.
خوب، اين رئيس مذهب ما حضرت امير- سلام اللَّه عليه- هست كه وقتى مىشنود كه يك زن ذمى را كه يهودى شايد بوده است، اين را خلخال از پايش لشكر كذا درآوردند، آن قدر ناراحت مىشود، كه مىگويد اگر انسان بميرد در يك همچو امرى، سزاوار است.
يك همچو حكومتى است، و چنانچه يك حكومت اسلامى به آن طورى كه اسلام