صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٧ - بيان خيانتهاى گروههاى فاسد در كردستان
شغلهاى بدى را. مثلًا شما ملاحظه كنيد در كردستان، يك دستهاى از مردم هستند كه اينها تابع اجانب هستند و به مملكت خودشان خيانت مىكنند، و به افرادى كه در محيط خودشان و از جنس خودشان هستند، خيانت مىكنند و دستهبندى مىكنند، براى اينكه مردم را ناراحت كنند. و ديديد كه در اين مدتى كه گذشت بر اينها، چه جناياتى كردند و چه غارتگريهايى از همانهايى كه مىگويند ما طرفدار آنها هستيم، ادعا مىكنند كه ما طرفداريم، طرفدار خلق هستيم، لكن مىروند خرمنهاى آنها را آتش مىزنند، خانههاى آنها را خراب مىكنند. حالا هم كه شكست خوردهاند، از قرارى كه اطلاع مىدهند، شروع كردهاند به اذيت و آزار مردم و غارتگرى و كارهاى رذالت ديگر. يكى هم شغل پاسدارى را براى خودش انتخاب مىكند. يكى هم شغل ژاندارمرى را براى خودش انتخاب مىكند. يكى هم شغل ارتش را انتخاب مىكند. اينها اگر به وظايف خودشان عمل كنند، به وظايف انسانى خودشان عمل كنند، به اعتبار اينكه خدمتگزار اسلام هستند، خدمتگزار مملكت اسلامى هستند، حافظ كشور هستند، شغلشان يك عبادت است. و اگر خداى نخواسته كشته شدند، يك شهادت. اشخاصى كه الآن در اين كردستان كشته شدهاند، و مع الأسف زياد هم هستند، از سپاه پاسداران، از ژاندارمرى، از لشكريها و آنها و از ساير مردم، اين بسيار موجب تأسف من است كه يك دستهاى اين طور از انسانيت دور باشند كه جمعيتى كه، ارتشى كه آمده است براى حفاظت آنها، براى حفاظت كشور آنها و پاسدارانى كه آمدهاند براى حفاظت شهر آنها، براى حفاظت مملكت آنها، آنها در عين حالى كه در گفتههايشان مىگويند كه ما مىخواهيم با ارتش همراه باشيم و برويم و سرحدات را حفظ كنيم، راه نمىدهند به اين ارتش كه برود سراغ سرحدات، كه سرحدات در خطر هست. اين چه جور جمعيتى هستند؟ چقدر انسان بايد متأسف باشد از اين مردم كه اين طور تربيت شدهاند و اين طور از انسانيت دور شدند، و يك حال سبعيت به خودشان گرفتهاند كه اصلًا نصيحت به آنها هيچ اثر ندارد. من از اول اين بساطى كه اينها درآوردند نصيحت كردم آنها را. سفارش كردم به ارتش، به سران ارتش سفارش كردم، به سران ژاندارمرى كه با مسالمت رفتار كنيد با آنها. با خشونت رفتار