صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥ - آثار استعمارى غرب در همه شئون كشور
غربزدگى و اجنبىزدگى از اين قلبها و از اين مغزها زدوده بشود، وقت طولانى لازم است.
آثار استعمارى غرب در همه شئون كشور
در قبل اين پنجاه سال هم بوده است. لكن در اين پنجاه سال اخير، و خصوصاً در اين زمانى كه اين شخص فاسد، اين محمد رضاى فاسد، زمامدار اين كشور بود، اين مسائل به رشد خودش رسيد. غربزدگى به كمال خودش رسيد. در همه جهت وابستگى پيدا شد.
در عين حالى كه ما قضايمان، قضاى حقوقيمان و مسائل حقوقيمان و مسائل فرهنگيمان يك مسائل پيشرفته و از ساير جاها جلوتر هست، لكن در هر امرى دستشان را دراز كردند از جاى ديگر گرفتند. حتى آن وقتى كه در صدر مشروطيت كه باز اين مسائل كمتر بود، باز دست يك غربزدگانى آن وقت هم در كار بوده است كه قانون اساسى آن زمان را از غرب گرفته بودند، تا اين ملت به خود نيايد و فرهنگ خودش را پيدا نكند و توجه به اينكه فرهنگى دارد و فرهنگ غنى دارد، نمىشود اصلاح بشود. الآن مدرسههايى كه دانشگاهها و دانشسراها، اينها كه ما داريم، فرمهايش همه فرم غرب است. دادگاههاى دادگسترى هم همين طور است. مراحل دادگاهى هم از غرب گرفته شده است و همه چيز را از غرب گرفتهاند. فرهنگ به اين غنىاى كنار زده شده است و چسبيدهاند به فرهنگ غرب. آن هم نه فرهنگ اصيل غرب، فرهنگ استعمارى غرب. غرب همه چيز استعمارى دارد. طب استعمارى دارد. فرهنگ استعمارى دارد. همه چيز استعمارى دارد، صادر مىكند براى كشورهايى كه عقب افتادهاند به اصطلاح آنها، آن چيزى كه مناسب با آنجاست، به طورى كه وابستگى داشته باشد. آنها مىخواهند ما وابسته باشيم، و چيزهايى كه به ما مىدهند چيزهايى است كه وابستگى مىآورد. استقلال نمىخواهند ما داشته باشيم. استقلال فرهنگى نمىخواهند داشته باشيم. استقلال فكرى نمىخواهند داشته باشيم. عُمالى كه آنها تربيت كردهاند در پيش خودشان و صادر كردند براى ما، آنها هم كمك كردند به آنها، و طرز فكر جامعه ما را به طورى عوض كردند كه اگر يك