صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٣ - تعليم و تربيت از ديدگاه قرآن
الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً [١] آن كسى كه حتى علم توحيد را، علم اديان را، علم اخلاق را، همه اين علوم را دارد لكن تزكيه نكرده نفسش را، اين يك موجود خطرناك مىشود براى جامعه. و يك دانشگاهى كه، جوانهايى كه در آنجا مىروند كه آموزش ببينند، نه آموزشش آموزش است و نه پرورشش پرورش. و اگر آموزشش هم آموزش صحيح باشد، اگر تزكيه نشده باشد اين آدم، بعد از تزكيه تعليم و تربيت هست، اگر تزكيه نشده باشد و علم وارد بشود در يك قلبى كه مُزَكّى نيست، اين فساد ايجاد مىكند. و خدا نكند كه فساد از جانب عالِم غير مزّكى واقع بشود. در احاديث ما هست كه در جهنم از بوى تعفن عالِم سوء، جهنمىها در ايذا هستند. شما ديديد كه در اين مدتى كه دانشگاههاى ما دست نااهلها بود، تعليمات، تعليماتى بود كه جوان وقتى از آنجا با اين تعليمات بيرون مىآمد غربزده بود. حتماً بايد پيوسته به غرب باشد، پيوسته به خارج باشد. آموزش اين طور بود؛ نه آن هم يك آموزش صحيح، يك حدودى داشت. دانشگاههاى استعمارى يك حدودى دارد در تعليمات. نمىگذارند كه جوانهاى ما تعليم صحيح ببينند، درست تحصيل بكنند. تا يك حدودى اينها را آموزش مىدهند. جوانهاى ما كه خارج هم مىروند، اين طور نيست كه وقتى خارج رفتند همدوش جوانهاى انگلستان و امريكا تحصيل بكنند، و همان طور كه آنها تحصيل كردند به اينها هم همان طور آموزش بدهند. آنجا هم آموزش، براى ممالك استعمارى؛ پرورش هم، پرورش براى مملكت استعمارى. و لهذا از پرورششان و از آموزششان امثال «شريف امامى» ها [٢] بيرون مىآيد و امثال «نصيرى» ها. [٣] اينها همه در فرنگ كار كردند و تحصيل كردند و دكتر شدند و مهندس شدند و امثال ذلك. لكن وقتى كه يك شورهزارى بوده است، علم وقتى كه در يك نفْس غير سالم واقع شد مثل بارانى مىماند كه ببارد در جايى كه عفونت بار است، عفونتش را زياد مىكند. همين باران رحمت كه در يك جا بوى عطر را بلند مىكند، در
[١] بخشى از آيه ٥ سوره جمعه: «وصف حال آنان كه تحمل (علم) تورات كرده و خلاف آن عمل نمودند در مَثَل به حمارى ماند كه بار كتابها بر پشت كشد»
[٢] جعفر شريف امامى، نخست وزير شاه در سال ١٣٥٧. كشتار ١٧ شهريور در زمان نخستوزيرى وى رخ داد
[٣] نعمت اللَّه نصيرى، رئيس سازمان اطلاعات و امنيت كشور (ساواك).