صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٤ - شناسايى دشمنان اسلام از طريق عملكرد آنان
ضد اسلامم، خوب، مىدانند كه مملكت ايران اسلام است و نمىگذارد كه اينها يك كارى بكنند. چاره ندارند، جز اينكه بگويند كه ما هم اسلامى هستيم. لكن ما اعمالشان را بايد ببينيم چطورى است. غائلههايى كه بپا مىكنند بايد ببينيم چه جورى است. از اول تا حالا غائله بپا كردند، اين گروههاى مخالفى كه هر كدام يك اسمى براى خودشان درست كردهاند هى غائله بپا كردند كه نگذارند شما آن مسيرى را كه بايد، برويد، آن صراط مستقيمى را كه بايد، برويد، آن چيزى را كه خداى تبارك و تعالى پيش پاى شما گذاشته است، بايد، برويد؛ نگذارند اين كار بشود.
آنهايى كه وقتى محمد رضا در اينجا بود در دربارش خدمتگزار بودند، حالا ضد محمد رضا شدهاند. اين ضديت نيست، اين ضديت براى اين است كه شما خيال كنيد، بازى بدهند من و شما را كه ما خيال كنيم اينها اسلامى هستند و يا بىطرف بشويم نسبت به آنها يا طرفدار بشويم. توانستند كه جوانهاى پاك وصاف و صحيح ما را گول بزنند با تبليغاتى كه بلدند و خوب هم بلدند. بايد توجه داشته باشد اين ملت كه گول نخورد از اينهايى كه براى اسلام دارند سينه مىزنند. ببينند اعمالشان چيست. ببينند اينهايى كه مىگويند «اسلام»، آيا در عمل هم اين طورى هستند يا يك سنگربندهايى هستند كه با اسم «اسلام» مىخواهند از بين ببرند اسلام را. و لعلّ دزدهاى سر گردنه هم اسم اسلام روى خودشان مىگذارند، لكن دزدى مىكنند.
بايد ما با اسم گول نخوريم، ببينيم چه مىكند، ببينيم سابقه اين چيست، ببينيم كتابهايى كه اينها مىنويسند محتوايش چيست، ببينيم تبليغاتى كه اينها مىكنند چه تبليغ مىكنند.
مجرّد اينكه بگويد من مسلمم كه فايده ندارد با ادعا. الآن همه مىگويند ما مسلميم، همه مىگويند ما انقلابىايم، كسى نيست كه بگويد من انقلابى نيستم، هر كه مىگويد من انقلاب را درست كردهام. اين ملت بيچاره، اين ملت بزرگ ما، اين ملتى كه با دست خالى رفت توى ميدانها و توى خيابانها و مشتش را پر كرد و مخالفت كرد با رژيم سابق و با همه ابرقدرتها و مطلب را به اينجا رساند، حالا من آمدهام، مىنشينم مىگويم من رهبر شما [هستم]. تو غلط مىكنى كه هستى. يا آن مىگويد كه نه، ما اين كار را كرديم. آخر كجا