صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٦ - حفظ روحيه الهى منبعث از دوران انقلاب
آن منحرفهايى كه هميشه منحرفند، اينها همين طور به طور خودكار، هيچ كس نيامد به شما بيخ گوشتان بگويد بيا برويم چه، خودتان اصل فهميديد كه بايد اين راه را رفت؛ اين راه، راه خداست. شما يك مرتبهاش را طى كرديد، و او اينكه موانع را كه براى پيشرفت اسلام بود و براى پيشرفت احكام اسلام بود، از بين برداشتيد. البته بعض موانع هست، اما مهمش را از پيش برداشتيد، و همهتان با هم، همه اهالى اين مملكت با هم يكصدا شدند، و در آن حالى كه همه با هم يكصدا مشغول به فداكارى بودند، هيچ طاغوت در كار نبود، اللَّه بود. يك تحول عجيب معجزهآسايى در شما و در ساير قشرهاى ملت پيدا شده بود كه اصلًا فكر اينكه ما يك مقامى داشته باشيم، يا اين كار را مىكنيم براى مقامى، اين كار نبوده اصلًا. آن كسى كه با مشت گره كرده جلوى تانك مىرود و زير تانك مىرود، اين براى مقام، ديگر نيست، اين براى خداست. آن كسى كه بدون اسلحه حمله مىكند به اسلحهدارهايى كه آنها بدون ملاحظه مىزنند، اين ديگر براى اين نيست كه برسد به يك نواى دنيايى، دارد جانش را مىدهد. كسى كه از دنيا مىخواهد بگذرد، ديگر نمىشود براى دنيا باشد. در آن تحول همهتان، تقريباً همه آنهايى كه در ميدان وارد بودند؛ زنها، مردها، بچهها، بزرگها، زنها با بچههاى كوچكى كه در آغوششان بود، در آن حال هيچ ابداً شبهه شيطانى نبود، هيچ آمال شيطانى تو آن نبود. آن حالتان را ياد بياوريد؛ آن حالى كه بالاى پشت بامها مىرفتيد و اللَّه اكبر مىگفتيد، و شياطين در اطراف بودند كه شما را نشانه بگيرند. در خيابانها مىريختيد و مقابله مىكرديد با آنهايى كه از خدا نمىترسيدند و شما را زير تانك مىخواستند بگيرند. آن حالتان را ياد بياوريد. آن حال، حالى است كه ولىّ شما خدا بود؛ يعنى همه چيزتان الهى بود، همه حركت، حركت الهى بود، شماها يد اللَّه بوديد در آن وقت، و اين جماعت، اين جماعتهايى كه با هم يكصدا فعاليت مىكردند، اينها يد اللَّه بودند؛
يَدُ اللَّه مَعَ الجَماعَة [١]
آن حال را يادتان باشد، همان حال را حفظش كنيد. نگوييد حالا تمام شد قضيه و حالا بياييم سر تقسيم؛ تقسيمى تو كار نيست، تقسيمى كه نيست؛ تقسيم مال آنهايى است كه براى آمال دنيايى كار كردند. شما رفتيد
[١] حديث نبوى، صحيح ترمذى، ج ٣، ص ٣١٦: «دست خدا با جماعت است».