صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٥ - حفظ روحيه الهى منبعث از دوران انقلاب
آن، در آن جمعيتى كه دو دسته كرده خدا: الَّذِينَ آمَنُوا^، وَ الَّذِينَ كَفَرُوا^ بخواهيم بفهميم كه ما از سنخ كفار هستيم، و لو در مسلمين، و مسلمين و احكام اسلام به ما ...، ما مسلمانيم.
مسلمان هم اين است كه شهادتين را بگويد و آدابش هم به جا بياورد، لكن ايمان يك مسئله فوق اين است، يك مطلبى است بالاتر از اين است. ما بايد خودمان را امتحان كنيم به همين ميزانى كه خدا قرار داده، بفهميم ولىّ ما خداست يا ولىّ ما طاغوت است؛ ما داريم خدمت به شيطان مىكنيم يا خدمت به خدا مىكنيم. ما كه داريم درس مىخوانيم، براى خدا درس مىخوانيم يا براى هواهاى نفسانيه كه همان شيطان است. ما كه داريم فتوا مىدهيم، براى خدا فتوا مىدهيم يا براى هواهاى نفسانى كه همان شيطان است. ما كه در اداره كار مىكنيم، براى خدا كار مىكنيم يا براى هواهاى نفسانيه كه همان طاغوت و شيطان است. اين محكى است كه خدا قرار داده. برادرها، اينجا يك منزلى است كه شما هستيد، از اين منزل بايد برويد، اين خرقه را بايد تهى كنيد، زود و دير دارد، اما اين طور نيست كه نباشد، هست. ممكن است يكى صد سال هم زنده باشد، لكن خواهد رفت. آيا وقتى مىرود در نور وارد مىشود، يا در ظلمت؟ ميزان همين جاست. شما كه پاسدارهاى اسلام هستيد و رفقايتان پاسدار اسلام هستند، ببينيد كه اغراض است كه شما را وادار كرده به اينها، و هر روز يك بهانهاى مىگيريد، و يك كار مثلًا خداى نخواسته انحرافى مىكنيد، يا نه شما يك راه مستقيم را، يك صراط مستقيم را داريد مىرويد. انحراف از اين طرف و آن طرف نيست. صراط مستقيم آن صراطى است كه يك طرفش اينجاست و يك طرفش خداست؛ مستقيم كه راه صاف است، هر انحرافى از هر طرف، انحرافى است كه انسان را از راهش بازمىدارد و مىكشدش به طرف ظلمتها.
حفظ روحيه الهى منبعث از دوران انقلاب
شما كوشش كنيد كه اغراضتان را كم كنيد حتى الامكان، تا ان شاء اللَّه موفق بشويد كه اغراض در شما بميرد. شما خدمت براى اسلام مىخواهيد بكنيد. از اول هم همين طور، وقتى كه اين نهضت و اين انقلاب اسلامى بپا شد، همه گروههايى كه در ايران بودند، الّا