صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٧ - تلاش وابستگان براى ضربه زدن به نظام اسلامى
كردستان به همان انقلاب و اين طور چيزها باشد. و بحمد اللَّه آنجا تصفيه شد و تصفيه مىشود. همينهايى هستند كه تفنگهايى كه دارند و چيزهايى كه دارند، ماركهايى كه دارد معلوم است از اسرائيل هست، از شوروى هم هست، از طرفين قضيه. اينها اسلام را مىبينند كه مقابلشان مىايستد، آن بزرگترها، اينها كه بچهاند، آن بزرگترهايى كه اينها را هدايت مىكنند، و اينها را وادار مىكنند به امور. اينها ديدند كه اسلام چنانچه باشد، روحانى و دانشگاهى اگر با هم باشند، اين دو مغز متفكر با هم جوش بخورند، قهراً ساير مردم هم با اينها جوش مىخورند، نمىتوانند دوباره برگردند به اينجا و كارهايى كه مىخواهند انجام بدهند.
اينها مىدانند حالا كه هيچ كودتايى در ايران نمىتواند درست باشد، كسى هم فكرش نمىتواند باشد، از خارج هم هيچ كسى نمىتواند در اينجا بيايد و دوام بياورد. اينها از افغانستان هم يك درسى گرفتهاند كه همه سلاحهاى مدرن را آوردند و همه هليكوپترها و طيارهها، و حتى نظاميهاى تدريب شده [١] را آوردند افغانستان، لكن نتوانستند ملت افغانستان را خاضع كنند، و هر روز رو به شكستند. افغانستانى كه دولتش با آنها موافق است، و آن اشخاصى كه تبع دولتش هستند با آنها موافق هستند. ايرانى كه دولت و ملت ديگر نيست و همه باهمند، همه دستشان توى دست هم است، اينها نمىتوانند در اينجا بيايند و يك- مثلًا- كارى انجام بدهند. علاوه خداى تبارك و تعالى با ماست. ما براى خدا مىخواهيم اين اجانب را از كشورمان بيرون كنيم، و اينهايى كه خلاف اسلامند عذرشان را بخواهيم، يا هدايتشان كنيم. وقتى ما براى خدا مىخواهيم اين انجام بگيرد، خداى تبارك و تعالى با ما همراهى مىكند، لكن به اين شرط كه ما همان طورى كه اول انقلاب و در جوشش انقلاب همه مقصدها را كنار گذاشته بوديم و يك مقصد داشتيم و آن جمهورى اسلامى و اسلام، و هيچ يك از ما دنبال اين نبوديم كه شب شاممان چى است، يا در اداره منصبمان چى است، همان طور پيش برويم. شما خيال نكنيد كه ديگر
[١] آموزش ديده.